منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٤٠
تثليث مدرك صحيح نقلى ندارد و اناجيل كنونى مدرك معتبرى نيست، بلكه سبك نويسندگى آن ها حاكى است كه باقى مانده اى از ادبيات قرن اول و دوم ميلادى مى باشد.
درست است كه عالم مجرد و ماوراى طبيعت را نمى توان با امور مادى مقايسه كرد و هر كدام براى خود سنجش خاصى دارد، امّا يك رشته مسائل عقلى داريم كه به هيچ وجه قابل اختلاف و تزلزل نيست و بر جهان ماده و عالم ماوراى طبيعت يكسان حكومت مى كند; مثلاً مسئله اجتماع نقيضين از رشته مسائلى است كه در هيچ زمان و مكانى و به هيچ شكل و صورت نمى تواند صحيح باشد يا مسائل ديگرى كه در رديف اين نوع مسائل قرار گرفته اند.
بنابراين هرگاه دلايل روشن عقلى موضوع تثليث را باطل دانست، نمى توان در اين مورد به نقل استناد جست، بلكه بايد به بركت عقل چنين نقلى را تخطئه كرد و گفت: تثليث سخن خدا نيست.
هم اكنون ما حقيقت تثليث را از ديدگاه عقل بررسى مى كنيم.
هم يكى است و هم سه تا!!!
اكنون بايد ديد كه مقصود از «تثليث» كه گاهى آن را «ثالوث اقدس» مى گويند چيست. روشن ترين معرف براى حقيقت تثليث همان است كه مؤلف كتاب مقدس، مستر هاكس آمريكايى بيان داشته است.
وى مى گويد: «طبيعت خدايى» از سه اقنوم« متساوى الجوهر» مى باشد; يعنى خداى پدر و خداى پسر و خداى روح القدس. خداى پدر خالق جميع كاينات است به واسطه پسر، و پسر فادى، و روح القدس پاك كننده مى باشد، و لكن بايد دانست كه اين هر سه اقنوم را يك رتبه و عمل