منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٣٠
«مسيح، فرزند مريم، پيام آورى بسان پيام آوران پيشين بود و مادر او راستگو و يا تصديق كننده پيامبران گذشته است. هر دو غذا مى خوردند...».
يعنى مسيح و مادر او با ديگر پيامبران تفاوتى نداشتند. آنان به هنگام گرسنگى غذا مى خوردند و رفع نياز مى كردند و نياز نشانه امكان است و ساحت خدايى از هر نياز و امكانى پيراسته مى باشد.
مسيح انسانى است ممكن كه از انسانِ ممكنى پديد آمده است و هر دو خدا را مى پرستيدند و در مقام سد جوع از غذا استفاده مى كردند. با اين صفات چگونه او را خدا مى دانند.
اين آيه نه تنها الوهيت مسيح را ابطال مى كند، بلكه الوهيت مادر او را نيز باطل مى سازد. از برخى آيات استفاده مى شود كه در باره مادر وى نيز چنين انديشه باطلى بوده است. چنان كه مى فرمايد:
(ءَأَنْتَ قُلْتَ لِلنّاسِ اتَّخِذُونى وَأُمّىَ إِلهَينِ مِنْ دُونِ اللّه...).[١]
«آيا تو به مردم گفتى كه تو و مادرت را جز خداوند، خدا اتخاذ كنند».
انديشه فرزند بودن مسيح
مسئله فرزند بودن مسيح يكى از مظاهر شرك در ذات است كه واقعيت خداى يگانه را به صورت خدايان سه گانه جلوه مى دهد و در حقيقت «تثليث» مسيحيت روى اين استوار است.
قرآن به دو طريق اين نظر را باطل كرده و پندارى بودن آن را به روشنى نمايان ساخته است.
[١] همان، آيه ١١٦.