منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٠٧
گرفته و كتاب الهى در سطحى بالاتر و برتر، به اين امور اشاره نموده است.
٣. فلاسفه اسلامى وحدت را به چهار نوع قسمت كرده اند:
١. وحدت عددى ٢. وحدت صنفى ٣. وحدت نوعى ٤. وحدت جنسى. براى اين كه روشن گردد توحيد خدا و يگانگى ذات او از جنس هيچ كدام از اين وحدت ها نيست، ناچاريم درباره اين چهار نوع وحدت توضيحاتى بدهيم.
١. واحد عددى يا شخصى; يك فرد از مفهوم كلى را مى گويند كه براى آن، امكان فرد ديگر نيز باشد; مانند زيد نسبت به انسان و آفتاب جهان تاب نسبت به مفهوم خورشيد. خلاصه، واحد شخصى مصداقى از يك مفهوم كلى است كه مى تواند مصداق هاى متعددى داشته باشد.
٢.واحد صنفى; دو فرد از يك مفهوم را مى گويند كه تحت عنوانى قرار بگيرند و اين عنوان مربوط به ذات و حقيقت آن ها نباشد; مثلاً دو فرد ايرانى، دو فرد دانشجو، دو فرد بازرگان وحدت صنفى دارند و زير عنوان هاى ايرانى، دانشجو و بازرگان قرار دارند كه جزو ذات آن ها نيست.
٣. واحد نوعى; دو فرد يا دو صنف از يك نوع را واحد نوعى مى گويند، زيرا هر دو تحت عنوان انسان كه تشكيل دهنده ذات آن ها است، قرار دارند.
٤. واحد جنسى; دو فرد از دو نوع مانند انسان و اسب كه تحت مفهوم حيوان كه جنس اين دو نوع است، قرار گرفته باشند. و تفاوت نوع و جنس براى گروهى كه از مسايل علم منطق آگاهى دارند، آشكار است.
٤. روى اين بيان هرگز نمى توان خدا را با «توحيد عددى» توصيف كرد و گفت كه يك فرد است از مفهوم كلى خدا، زيرا اين تعبير در موردى به كار مى رود كه بتوان براى آن، فرد ديگرى در خارج و يا در ذهن فرض كرد هر چند