منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٩٩
سلسله قطع خواهد شد و تسلسل از بين خواهد رفت.
در همان مسئله «برداشتن بار» اگر شخص، همكارى خود را مشروط به همكارى فرد دوم كند، دومى همكارى خود را مشروط به همكارى فرد سوم كند و اين همكارىِ مشروط، بى نهايت پيش برود و در ميان آنان كسى پيدا نشود كه هم كارى خود را مشروط به شرطى ننمايد، قطعاً كشف خواهيم كرد كه در اين حلقه،جوانمردى پيدا شد كه مساعدت خود را مشروط به هيچ شرطى نكرد و دست به زير بار برده و ديگران به ملاحظه تحقق شرط، هم كارى خود را آغاز كردند و بار را برداشته اند; به عبارت كوتاه تر چون سلسله هستى و آخرين حادثه تحقق پذيرفته است، كشف مى كنيم كه اين سلسله به نقطه اى رسيده كه وجود و تحقق او مشروط به شرطى نبوده است و آن همان واجب الوجود و هستى مطلق است.
٢. آياتى را كه در آغاز بحث آورديم به گونه اى قابل انطباق بر اين برهان هست، زيرا هرگاه از مطالعه و شناخت بهتر وجود، به خدا مى رسيم مى توانيم بگوييم:
(إِنَّ اللّهَ عَلى كُلّ شَىْء شَهيد)[١].
« او دليل بر همه و يا بر همه مشهود و معلوم است».
و اگر شهيد را به معناى شهود بگيريم با اين برهان سازگارتر است. هم چنان كه مى توان گفت شهادت خدا بر يگانگى خود[٢]، بسان شهادت او بر وجود خود، جز اين نيست كه مسئله وجود را مطالعه كنيم تا به اين حقيقت برسيم. مطالعه وجود اگر بر وجود خدا گواهى مى دهد بر وحدانيت او نيز گواهى مى دهد. امّا اين گواهى چگونه است، بيان آن را به بخش «يكتايى
[١] حج (٢٢) آيه ١٧.
[٢] (شَهِدَ اللّهُ أَنّهُ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ...) آل عمران آيه ١٨.