منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٩٧
خلاصه با حذف صورت هايى كه مستلزم دور و تسلسل است هر موجودى كه به هستى آن اعتراف مى كنيم، يا خود واجب الوجود است (در صورتى كه وجود او از خود او باشد) و يا مستلزم آن است. (هرگاه وجود را از جاى ديگر كسب كرده باشد).
ابن سينا به وجود اين برهان افتخار مى كند و آن را عالى تر و استوارتر مى خواند و مى گويد: در اين برهان هرگز جز بررسى وجود به چيز ديگرى نياز نداريم و مطالعه وجود، ما را به وجودى واجب رهبرى مى نمايد. سپس آن را برهان صديقين مى نامد كه در آن با ... خدا استدلال مى شود نه بر خدا.
براى تكميل بحث، دو مطلب را يادآور مى شويم:
١. در اين برهان دور و تسلسل، باطل معرفى شده است. براى كسانى كه با اين اصطلاحات آشنايى ندارند توضيح مى دهيم:
دور اين است كه دو پديده اى را به نام الف و ب فرض كنيم و هر كدام را علت ديگرى بدانيم. وقتى سراغ پديده الف مى رويم مى بينيم وجود آن در گرو اين است كه پديده ديگرى به نام ب قبلاً محقق گردد و پديده الف را موجود سازد. و هم چنين است عكس آن; يعنى وقتى سراغ ب مى رويم مى بينيم وجود آن در گرو اين است كه پديده الف قبلاً محقق گردد تا آن را پذيراى هستى سازد. چنين فرضى به روشنى باطل است، زيرا وجود و تحقق هر كدام مشروط به ديگرى است، چون هيچ كدام تحقق قبلى ندارند. نتيجه چنين اشتراط اين مى شود كه هيچ كدام محقق نگردد.
فرض كنيد دو نفر مى خواهند بارى بردارند و هر كدام گرفتن گوشه بار و برداشتن آن را مشروط به اين مى كنند كه آن ديگرى پيش از او گوشه آن را بردارد، در اين صورت هيچ گاه اين بار برداشته نخواهد شد، زيرا شرطى را كه هر يك از دو نفر براى حمل مى كنند موجود نيست.