منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٧٨
اكنون بايد ديد هدف آيه چيست؟ كسانى كه آيه دوم را مربوط به مسئله «توحيد» مى دانند، آيه را چنين تفسير مى كنند:
نظام هاى بديع گيتى از ثابت و سيار، از نباتات و جان داران در زمين، دليل آفاقى بر وجود خدا مى باشد، هم چنان كه نظام هاى شگفت آور وجود انسان، از لحظه تكوين و پيدايش تا لحظه مرگ، دليل انفسى بر وجود خدا و يكتايى او مى باشد.
سخن ابن سينا
ابن سينا در كتاب «اشارات» كه آخرين نوشته فلسفى اوست، مضمون آيه دوم را بر دو بخش تقسيم مى كند:
١. جمله (سَنُريهِمْ آياتنا فى الآفاق وَفِى أَنْفُسِهِمْ) و مى گويد: از نشانه هاى خدا، در جهان و انسان، به وجود او پى مى بريم و چون اين استدلال، از معلول بر علت است آن را برهان «انّى» مى نامند. مثل اين كه از ريزش باران و صداى رعد و برق بر وجود ابرهاى تيره استدلال كنيم.
٢. جمله (أَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنّهُ عَلى كُلّ شَىْء شَهيدٌ) ; «آيا كافى نيست كه پروردگار تو بر همه چيز گواه است». در اين قسمت، وجود خدا دليل بر وجود همه موجودات، خواهد بود; يعنى از وجود علت، پى به وجود معلول خواهيم برد; مانند اين كه از مشاهده ابرهاى تيره و فشرده به ريزش باران پى مى بريم. و در حقيقت از راه شهود خدايى، به صفات او پى مى بريم و از شناسايى صفات او، كم و بيش به افعال او پى مى بريم.[١]
[١] اين نوع استدلال همان استدلال صديقين (متوغلان در راستى و درستى) است كه بحث و بررسى خود را در «هستى بينى» از خود خدا شروع مى كنند و در كائنات ختم مى نمايند. و ما در فصل بعد به برهان صديقين به دو شيوه سينايى و صدرايى اشاره خواهيم كرد ولى تنها به نقل r R و توضيح بيان سينايى اكتفا خواهيم كرد، زيرا تنقيح و تفهيم بيان صدرايى نياز به مقدماتى دارد كه از هدف كتاب ما بيرون بوده و براى بسيارى از خوانندگان سنگين است.