منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٤
لوط مى فرمايد:(وَ أَمْطَرنا عَلَيْهِمْ مَطراً فَساءَ مَطَرُ المُنْذَرينَ)[١] ; «براى آنان باران فرستاديم و وضع افراد بيم داده شده بسيار بد گرديد».
با اين كه مفهوم اين آيه كاملاً روشن است; ولى از نظر مصداق گنگ است; زيرا انسان نمى داند كه مقصود از باران بد چيست; ولى آيه ديگرى كه در اين زمينه وارد شده است مبين و روشن گر اين حقيقت مى باشد جايى كه مى فرمايد: (وَ اَمْطَرْنا عَلَيْهِمْ حِجارَةً مِنْ سِجّيل)[٢] ; «براى آنان بارانى از سنگ فرستاديم». هرگاه اين روش در مجموع آيات قرآن با امعان و بردبارى وپشتكار لازم رعايت گردد، جهانى از حقايق براى ما روشن شده، و بسيارى از نايافته ها، آشكار مى گردد.
تأثير تمدن غرب در برداشتهاى غير صحيح از قرآن
در قرن دوم و سوم اسلامى ترجمه علوم يونانيان در زمينه هاى علوم طبيعى رياضى و فلسفى، دگرگونى عميق و ژرفى در درك مفاهيم دينى و فهم آيات الهى پديد آورد و يك سلسله مسائل طبيعى و فلسفى و فكرى به عنوان «پيش داورى» بر قرآن تحميل گرديد. و آياتى هم از قرآن به عنوان بازگو كننده مفاهيم فلسفه «مشاء» و «اشراق» وهيئت بطلميوس تفسير شد، تا جايى كه بعضى از مفسران و محدثان اسلامى آيات و احاديث مربوط به اسرار آفرينش را بر هيئت بطلميوس تطبيق كردند و آيات و احاديثى را كه بر خلاف نظريه بطلميوس گواهى مى داد دستخوش تأويل گرديد.
عين اين گرفتارى بلكه دردناك تر از آن، هنگامى رخ داد كه تحولات عميقى در مغرب زمين در زمينه هاى مختلفى پديد آمد و در مسائل فلكى و طبيعى و رياضى دگرگونى عجيبى پيدا شد و رموز عالم آفرينش واسرار خلقت
[١] شعراء/١٧٣.
[٢] حجر/٧٤.