منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٣١
اين جا است كه منطق خاصيت گرايى، بسان منطق تصادف، به نتيجه اى نرسيده و محكوم منطق خرد مى باشد.
ما خواه اين منطق را صورت كامل تر برهان نظم قرار بدهيم و يا آن را برهان مستقلى براى اثبات صانع بينديشيم، در هر حال، خود گواه و دليل دندان شكنى بر ابطال منطق مادى هاى غافل از منطق الهى ها مى باشد.
اين، اصول براهين رايج درباره خداشناسى است و هر فردى مطابق ذوق و درك خود از اين براهين مى تواند استفاده نمايد و از اين جهت قرآن مى گويد:
(وَلِكُلّ وِجْهَةٌ هُوَ مولّيها...).
«هر كسى براى خدا راهى دارد كه از آن به سوى او راه پيدا مى كند».
و از ميان همه، برهان نظم از ديگر براهين، همگانى تر است. و در اين برهان، اثبات صانع روى دريافت هاى ساده و روشن استوار گرديده است.
در اين جا براهين ديگرى است كه از افق فهم عمومى بالاتر است و نياز به دقت، و راهنمايى استاد الهى دارد.
١٠. برهان صديقين
يكى از اين براهين، «برهان صديقين» است كه از مطالعه خودِ «وجود» مى توان پى به خدا برد و در حقيقت، در اثبات صانع، جز بررسى خود وجود به چيزى نياز ندارد.
اين برهان ريشه قرآنى دارد و شايد آيه (...أَوَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى كُلّ شَىْء شَهِيدٌ)اشاره به همين برهان باشد و در ادعيه پيشوايان معصوم، به اين دليل اشاراتى شده است. امير مؤمنان در دعايى كه آن را به كميل تعليم داد، اين چنين مى گويد: