منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٣٠
ذاتى هر يك يا مجموع اجزاى وجود آن دو پديده باشد، زيرا اين اجزا به هزاران صورت ديگر مى توانست تركيب يابند و در هيچ كدام نمى توانست اثر مطلوب را تأمين كنند، در اين صورت چه شد، (با اعتراف به اثر ذاتى هر يك از اين اجزا) فقط يك صورت كه ما آن را انسجام و هم آهنگى و هدف دارى وغايت گرايى مى ناميم، به وجود آمد، جز اين است كه بايد تأمين هدف خاص را از طريق عامل ديگرى به نام فاعل دانا و توانا توجيه كنيم.
اين جاست كه روشن مى گردد خاصيت گرايى مادى، بسان تصادف گرايى بى پايه و بى گواه است.
ب. مثال ديگر: هم زمان با تولد نوزاد، شير در پستان مادر پديد مى آيد. پيدايش شير در سينه مادر، معلول سلول ها و بافت ها، ترشح هورمون ها و خون موجود در بدن مادر است، و كسى در استوارى اين مطلب، ترديد ندارد، سخن اين جا است كه اين هم آهنگى (اين بافت ها و رگ ها، و هورمون ها، با اين كيفيت و كميت به صورت يك حلقه زنجيرى در كنار هم قرار گرفته و دست به دست هم داده تا در همان موقع كه نوزاد متولد مى شود، و فقط با شير مى تواند زندگى كند، از همان اشياى مادى، از طريق پستان مادر، شيرى ترشح كند كه كاملاً با دست وا غوش مادر، و دهان و گلوى كودك متناسب بوده و شدت و مقدار ترشح آن، با مجارى غذاى كودك مناسب باشد) كار كيست؟! آيا مى توان اين انسجام را با خاصيت گرايى و اين كه هر اتمى و هر مولكولى، براى خود اثر خاصى دارد، تفسير كرد، به طور مسلم نه، زيرا اثر ذاتى هر جزيى اثر خود را ايجاب مى كند، نه هم آهنگ شدن اجزا را با يك ديگر، و هرگز نمى تواند پاسخ اين پرسش را تأمين كند كه چرا ميلياردها جزء جدا از هم، خواص خود را به صورت هم آهنگ با هم، در يك خط قرار دادند تا به مقصود معين و مفيدى منتهى گردد.