منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٢٨
مى كنيم، كه مربوط به اثر ذاتى ماده نيست(از اين جهت بايد آن را از طريق ديگر توجيه كرد)، بلكه معلول فاعلى است كه با شناخت خواص ماده و طرح و تلفيق آن ها با محاسبه خاص، به منظور خود تحقق بخشيده است. از اين جهت بايد هدف گرايى را از اين راه توجيه كرد، نه از طريق خواص ذاتى ماده و به عبارت روشن تر هدف معيّن و انسجام و هماهنگى، از سه حالت بيرون نيست:
١. يا اثر، اشيا مادى است.
٢. يا اثر، مجموع اشيا مادى است، به هر صورتى كه تركيب گردند.
٣. يا اثر، مجموع اشيا است، امّا مشروط بر اين كه فقط به گونه خاص و به شكل معينى با هم تركيب شوند.
هرگز نمى توان فرض نخست را پذيرفت، زيرا بديهى است كه از يك شىء مادى بدون ضميمه اشياى ديگر، آن اثر خاص به دست نمى آيد، هم چنان كه نمى توان بر روى فرض دوم صحه گذاشت، زيرا تركيب اين اشياى مادى به هر صورت و به هر شكل، هدف مشخصى را تأمين نمى كند. در اين موقع فقط يك صورت باقى مى ماند و آن اين كه اجزا به شكل خاصى تركيب بشوند كه هدف را تأمين كنند. اكنون سؤال مى شود: چه شد اين اشياى مادى كه هر كدام اثر خاصى دارند، از ميان ميليون ها صورت به شكلى درآمدند كه فقط مى تواند مقصد معين را تأمين كند، در صورتى كه تأمين هدف خاص و انسجام اجزا، به صورت معين، اثر ذاتى ماده نيست.
براى توضيح دو مثال ياد شده به نكات زير دقت كنيد.
الف. مى گوييم: سقراط پزشك بود. اين جمله از دوازده حرف بدون تكرار، تركيب يافته است كه عبارت است از:س، ق، ر،ا، ط، پ،ز، ش،ك، ب، و، د. هر يك از اين حروف براى خود، صداى خاصى دارند كه