منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠٨
جز او خدايى نيست، صاحب عرش بزرگ است.
سليمان گفت: بررسى مى كنم ببينم كه در اين گزارش راست گو هستى يا نه، نامه مرا ببر و به آنان برسان و از آنان دور شو، و مراقب باش آنان در برابر نامه من چه واكنشى نشان مى دهند.[١]
پرنده اى كه تا اين حد، كارهاى دقيق و مرموزى را درك مى كند و گزارش مى دهد و فرمان مى برد، به طور مسلّم از يك شعور خاصى برخوردار است.
قرآن، يكى از مفاخر سليمان را اين مى داند كه او به زبان پرندگان آشنا بود و مى گويد:
٣. (وَوَرِثَ سُلَيْمانُ داوُدَ وَقالَ يا أَيُّهَا النّاسُ عُلِّمْنا مَنْطِقَ الطَّيْر...).[٢]
«سليمان وارث داوود شد و گفت: مردم! زبان پرندگان به ما تعليم شده است».
سليمان، سپاهى از انسان وجن و پرندگان تشكيل داده بود و همگى تحت فرمان او بودند.
چنان كه مى فرمايد:
٤.(وَحُشِرَ لِسُلَيْمانَ جُنُودُهُ مِنَ الجِنِّ وَالإِنْسِ وَالطَّيْرِ...).[٣]
«سپاهيان سليمان، از سه گروه جن و انسان و پرندگان حاضر شدند».
از مجموع اين آيات استفاده مى شود كه پرندگان بالأخص و تمام جان داران به طور اعم، از آگاهى خاصى برخوردارند و اگر انسان كاملى بر
[١] نمل(٢٧) آيه هاى ١٦و١٧.
[٢] نمل(٢٧) آيه هاى ١٦و١٧.
[٣] نمل(٢٧) آيه هاى ١٦و١٧.