منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠٤
دارد و از محققين و مؤسسين بزرگ اصول فلسفه اسلامى است كه چشم روزگار مردى به اين وسعت ذهن و بينش بلند و درك عميق و ژرف كم تر ديده است.[١]
وى مى گويد: تمام موجودات جهان از روى علم و درك به حمد و تسبيح خداوند بزرگ مشغولند و هر موجودى، در هر پايه اى از وجود كه هست و هر اندازه كه از هستى سهمى دارد، به همان اندازه به آفريدگار خود علم دارد و او را از اين طريق ثنا مى گويد و از عيوب تنزيه مى كند.
وى مى گويد:
علم و ادراك، در تمام مراحل و مراتب وجود، از واجب الوجود گرفته تا برسد به جهان نبات و جماد، تحقق دارد و هر موجودى در هر رتبه اى از وجود باشد، سهم وحظى از صفات عمومى مانند علم و شعور و حيات و ... داشته و هيچ موجودى از آن خالى نيست. چيزى كه هست گاهى بر اثر ضعيف بودن اين صفات، وجود آن ها براى ما مكشوف نيست. موجودات جهان، هر چه از ماده و آثار آن دورى گزينند و به صورت يك موجود مجرد در آيند و يا در مسير تجرد قرار گيرند، اين صفات در آن ها قوى تر و واضح تر مى شود و هر قدر از نظر وجود به ماده گرايش پيدا كنند، اين صفات در آن ها به همان اندازه كاهش يافته تا آن جا كه به نظر مى رسند فاقد علم و ادراك هستند; ولى در حقيقت چنين نيست، بلكه اصل اين صفات را به طور ضعيف دارا هستند، هر چند
[١] اين مرد بزرگ در سال ٩٧٩ در شهر شيراز ديده به جهان گشوده و در سال ١٠٥٠ در راه زيارت خانه خدا در بصره بدرود زندگى گفته است. مرحوم سيد حسين بروجردى در كتاب تحفة المقال درباره ايشان مى گويد:
ثمّ ابن إبراهيم صدر الأجل *** في سفر الحج مريضاً ارتحل
قدوة أهل العلم والصفاء *** يروى عن الداماد والبهائى
وكلمه مريضاً، به حساب ابجد ١٠٥٠ هـ. ق و تاريخ وفات او است.