منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠٣
٢. اگر تسبيح موجودات جهان به اين معنا است كه از تدبر در ساختمان وجودى اشيا، اين نوع تنزيه تكوينى را درك مى كنيم چرا قرآن مى فرمايد:«آسمان ها و زمين و مرغان به دعا و تنزيه خود آشنا هستند»[١] و به عبارت ديگر چطور آشكارا به آن ها نسبت علم داده و مى گويد:(كُلٌّ قَدْعَلِمَ )(صَلاتَهُ وَتَسْبيحَهُ) ;«هر كدام به راز و نياز خود آشنا هستند». در صورتى كه روى اين نظر هيچ كدام از آن ها از تسبيح و تنزيه خود اطلاعى ندارند، بلكه فقط ما هستيم كه از روى دقت و امعان نظر لسان تكوينى و زبان حمد و ثناى آن ها را درك مى كنيم و گر نه خود آن ها كوچك ترين توجهى به كار خودندارند.
٣. اگر منظور از تسبيح كائنات اين است كه بيشتر مفسران انتخاب كرده اند، اين نوع تسبيح وقت معيّن ندارد، بلكه حقيقتى است كه بشر هر موقع در سازمان هر موجودى دقت كند، آن را درك مى نمايد در صورتى كه قرآن تسبيح كوه ها را مقيد به شبان گاه و صبح گاه فرموده، چنان كه در سوره ص آيه ١٨ به آن تصريح مى كند و مى فرمايد: (يُسَبِّحْنَ بِالعَشِىِّ والإِشْراقِ).[٢]
روى اين ملاحظات با اين كه تسبيح تكوينى و اين كه هر موجودى با زبان تكوينى خود، خالق خود را از هر نوع عيب و نقص تنزيه مى نمايد مطلبى است صحيح ولى نمى توان آيات مربوط به تسبيح گفتن كاينات را ناظر به اين نوع از تسبيح دانست.
نظريه سوم
اين نظريه مربوط به فيلسوف گرامى اسلام مرحوم صدر المتألهين است كه در مسائل مربوط به الهيات و امور مابعد طبيعت، انظار بس شامخ و بلندى
[١] نور (٢٤) آيه ٤١.
[٢] مگر اين كه صبح و عصر كنايه از مجموع شبانه روز باشد. در اين صورت وقت تسبيح آن ها مطلق و نامحدود خواهدبود.