فرهنگ شیعه - خطيبي کوشکک، محمد و همکاران - الصفحة ٦٢ - ابليس
همواره مسئلهاى توجهبرانگيز بوده است (فلسفه وجودى شيطان) و پاسخهاى متعدّدى گرفته است. از آن پاسخها است اينكه شيطان در آغاز، شر نبوده و ديگر آنكه او وسيلهاى براى آزمايش انسان است و انسان از گذر مبارزه با وسوسههاى او به تكامل مىرسد (سبأ/ ٢٠ و ٢١؛ تفسير نمونه، ١/ ١٩٤). اين نيز كه آيا ابليس از فرشتگان بوده است يا جنّيان، محلّ بررسىها و اختلافها شده است. گروهى او را جن مىدانند و گروهى ديگر، فرشته.
گروه نخست دلايلى دارند كه بدين قرار است: ١. تصريح قرآن كه فرموده است:
«او از جنّيان بود.» (كهف/ ٥٠) ٢. فرشتگان، رسولان خداوندند و هيچ گاه گناه نمىكنند (فاطر/ ١؛ تحريم/ ٦)؛ حال آنكه ابليس گناه كرد و از فرمان خدا سر پيچيد و در قرآن كريم آمده است كه برخى از جنّيان، ناصالحاند (جن/ ١١). ٣. جنّيان، به صراحت، او را سفيه و از خود دانستهاند (جن/ ٤). ٤. فرشتگان را توالد و تناسل نيست؛ زيرا خداوند جنسيّت را از آنان نفى كرده است (زخرف/ ١٩)؛ حال آنكه قرآن كريم ابليس را صاحب خاندان و فرزند مىداند (كهف/ ٥٠). ٥. فرشتگان از عالم تجرّدند و از نور آفريده شدهاند (تفسير نمونه، ١٨/ ١٧٦؛ ميزان الحكمة، ٤/ ٢٩٣٠)؛ امّا ابليس از عالم مادّه است و از آتش آفريده شده است (اعراف/ ١٢). گروه دوم نيز دلايلى دارند كه عبارتاند از: ١.
خداوند، فرشتگان را فرمان داد كه آدم (ع) را سجده كنند (طه/ ١١٦). شمول فرمان الهى بر فرشتگان و آن گاه استثناى ابليس، گواه است بر اينكه ابليس از فرشتگان بوده است. اين استثناء را نبايد «منقطع» دانست؛ زيرا حمل بر مجاز مىشود (تفسير التّبيان، ١/ ١٥٢). ٢. از ابن عبّاس، قتادة، ابن جرير، زجّاج و ابن انبارى روايت است كه ابليس در طايفهاى از فرشتگان جاى داشت كه آنها را «جن» مىگفتند (مجمع البحرين، ١/ ٢٣٩). مهمترين دليل اين گروه تمسك به چنين رواياتى است كه ابليس را از فرشتگان دانستهاند (دائرة المعارف قرآن كريم، ١/ ٥٦٤). ٣. اگر ابليس را از فرشتگان ندانيم، فرمان خدا به سجده شامل او نمىشود و از اين رو، نمىتوان او را نافرمان خواند. پس رانده شدن نيز بىدليل مىنمود (بقره/ ٣٤).
نظريّه مشهور شيعه، با گروه نخست همراه است و بر آن است كه شيطان از