فرهنگ شیعه - خطيبي کوشکک، محمد و همکاران - الصفحة ٦١ - ابليس
نافرمانى خداوند متعال، رانده شد و تا قيامت خواهد كوشيد فرزندان آدم (ع) را گمراه كند (الميزان، ٨/ ٤٤/ ١٩). برخى لغتشناسان، «ابليس» را واژهاى عربى دانستهاند بر وزن «افعيل» و از ريشه «بلس» به معناى يأس و نااميدى (المفردات الفاظ القرآن، ٦٠). برخى ديگر آن را كلمهاى غير عربى دانستهاند كه ميان مسلمانان رواج يافته است (لسان العرب، ٦/ ٢٩).
گفتهاند كه نام پيشين ابليس، «حارث» و به زبانى عبرانى «عزازيل- بزائين» و كنيهاش «ابومر» بوده است و چون از بارگاه الهى رانده شد، «شيطان» نام گرفت (مجمع البحرين، ١/ ٣٤٠- ٢٣٩). همچنين، گفتهاند كه واژه «ابليس» با «شيطان» مترادف است؛ ولى «ابليس» اسم خاص است و بر همان موجود رانده شده دلالت مىكند و «شيطان» عامّ است و هم بر ابليس دلالت دارد و هم بر غير او. در قرآن كريم، هرگاه كلمه شيطان با الف و لام مىآيد، مراد، ابليس است (اعلام قرآن، ٧٨ و ٧٩؛ تفسير نمونه، ١/ ١٩٣). ابليس، خاندان و ذريّه و گروه و لشكر دارد (كهف/ ٥٠؛ مجادله/ ١٩؛ اسراء/ ٦٤) و از اين روى، او موجودى واقعى است نه خيالى و پندارى و مراد از او، نفس امّاره انسان نيست. ابليس در قلمرو حاكميّت خداوند زندگى مىكند و پيش از آفرينش انسان به عبادت مشغول بود و مقرّب درگاه پروردگار به شمار مىآمد. آن گاه كه از فرمان خدا سر پيچيد و بر اثر تكبّر از سجده بر انسان روى برتافت، از بارگاه الهى رانده شد. قرآن كريم، يازده بار از ابليس ياد كرده كه نه بار آن هنگامى است كه از ماجراى رانده شدنش سخن مىگويد (بقره/ ٣٤؛ اعراف/ ١١؛ حجر/ ٣١ و ٣٢؛ اسراء/ ٦١؛ كهف/ ٥٠؛ طه/ ١١٦؛ سبأ/ ٢٠؛ ص/ ٧٤ و ٧٥). چون ابليس از بارگاه الهى رانده شد، سوگند خورد كه فرزندان آدم را گمراه كند (ص/ ٨٢). با اين حال، او تنها مىتواند وسوسه و انگيزه درونى بيافريند و گناهكارى و زشتكارى را از اين گذر پديد آورد و سلطهاى بر انسان ندارد. او با بسيارى از فرزندان آدم (ع) آشكارا سخن گفته است؛ امّا نتوانسته است آنان را به گمراهى بلغزاند؛ از آن جملهاند: نوح (ع) و ابراهيم (ع) (كشف الاسرار و عُدَّةُ الابرار، ٨/ ٢٩١؛ بحارالانوار، ٧٢/ ١٩٥).
اينكه چرا خداوند ابليس را آفريده است كه مىخواهد انسان را گمراه كند،