فرهنگ شیعه - خطيبي کوشکک، محمد و همکاران - الصفحة ٥٨ - ابديت جاودانگى خداوند
است، صحيح است؛ اما اگر مراد از آن، بى قيدى نسبت به كل احكام و شريعت است، مذموم و مردود است.
از منظر بروندينى نيز بهترين دليل بر رد اباحىگرى نتايج عملى آن است. با مراجعه به آمارهاى رسمى، به خوبى مىتوان دريافت كه دور شدن انسان از تعاليم الهى و ترويج اباحىگرى، نسل بشر را روز به روز از مسير سعادت دور مىسازد (در غرب چه مىگذرد، ٤٧ و ٥٥؛ بحران دنياى متجدد، ١٩). انحطاط اخلاقى، جرم و جنايت و تجاوز اعضاى جامعه به حقوق يكديگر، از نتايج تفكر اباحىگرى است كه بسيارى از روشنفكران غربى نيز وقوع چنين بحرانهايى را در كشورهاى خود اعتراف كردهاند (آمريكا پيشتاز انحطاط، ١٤٥ و ٢٣٣).
***
ابديّت: جاودانگى خداوند
از صفات خداوند است و از مادّه «ابد» برگرفته شده است. «ابد» داراى مفهومى تجزيهناپذير است؛ بر خلاف زمان، كه اجزائى دارد و تجزيه مىپذيرد و بدين روى مىتوان گفت: «زمان كذا»؛ ولى نمىتوان گفت: «ابد كذا». نظر به تجزيهناپذيرى معناى ابد، سزاوار آن بود كه اين كلمه را جمع نباشد؛ ولى عربزبانان كلمه «آباد» را به عنوان جمع آن به كار بردهاند. از اين روى، برخى لغتشناسان، «آباد» را عربى ندانسته، آن را دخيل مىدانند و بر اين باورند كه در عربى اصيل، كلمه «ابد» جمعى ندارد (مفردات، ٨).
هر كس به خداوند واحد ايمان دارد، او را موجودى ازلى و ابدى مىداند. اين دو صفت از يكديگر جدايى نمىپذيرند؛ زيرا موجود ازلى به زمان محدود نمىگردد، وگرنه ازلى نخواهد بود. چون موجودى بىمنتها باشد، ابدى نيز خواهد بود. خداوند، واجب الوجود است و روشن است كه واجب الوجود، هرگز از هستى جدا نمىشود و عين هستى است.
هستى از برون بدو نرسيده است تا از او جدايى پذيرد. بدين روى، چنين موجودى هميشه بوده (ازليّت) و هميشه خواهد بود (ابديّت). اين دو صفت را با يكديگر «سرمديّت» گويند. موجود سرمدى آن است كه آغاز و انجام ندارد (پيام قرآن، ٤/ ١٩٤).