فرهنگ شیعه - خطيبي کوشکک، محمد و همکاران - الصفحة ٥٢ - د
«قربى» تقرّب به خدا است و «مودّة فى القربى» به معناى مودّت به خدا از راه تقرّب بدو و از گذر طاعت است. بدين سان، مراد آيه اين است: من مزدى از شما نمىخواهم مگر اينكه از راه تقرّب به خدا، بدو مودّت ورزيد (روح المعانى، ٢٥/ ٣٢؛ الميزان، ١٨/ ٤٥؛ تفسير نمونه، ٢٠/ ٤٠٧؛ پيام قرآن، ٩/ ٢٢٥). امّا اين تفسير نادرست است؛ زيرا معناى آيه بنابر آن چنين مىشود: «از شما مىخواهم اطاعت خدا را دوست بداريد.» در حالى كه معناى درست اين است: «از شما مىخواهم خدا را اطاعت كنيد نه اينكه تنها آن را دوست بداريد.» وانگهى، تقرّب به خدا را حتّى مشركان دوست داشتند و بتان را بدين روى مىپرستيدند (زمر/ ٣).
ب.
قريش، پيامبر ٦ را تكذيب و با او دشمنى مىكردند. از اين رو، خداوند متعال دستور داد پيامبر ٦ از آنان بخواهد اگر ايمان نمىآورند، دست كم دشمنى نكنند؛ زيرا با پيامبر ٦ خويشاوندند. بدين سان، واژه «قربى» به معناى خويشاوندى است؛ نه خويشاوندان (روح المعانى، ٢٥/ ٣٠؛ پيام قرآن، ٩/ ٢٢٦).
اين تفسير نيز مردود است؛ زيرا درخواستن مزد آنجا درست مىنمايد كه كسى كارى براى كسانى انجام دهد و سودى بدانان رسانَد و در اينجا چنين نيست. مشركان قريش هدايت نيافته و ايمان نياورده بودند؛ بلكه دشمنى نيز مىكردند. اگر كسى گويد كه آنان ايمان آورده بودند، بايد گفت: در اين صورت، ديگر دشمنى تحقق ندارد تا پيامبر ٦ از آنان بخواهد به عنوان اجر، از آن دست بردارند (الميزان، ١٨/ ٤٣).
ج.
مراد از «قربى» همان خويشاوندى است؛ امّا خطاب آيه به قريش نيست؛ بلكه به انصار است؛ زيرا پيامبر ٦ از سوى مادر با آنان خويشاوند بود (روح المعانى، ٢٥/ ٣٠). اين برداشت نيز نادرست است؛ زيرا محبّت انصار به پيامبر ٦ چنان بود كه نيازى به سفارش نداشت. آنان پيامبر ٦ را از مكّه به شهر خويش بردند، گرامىاش داشتند و پيمان بستند همچون خانواده خويش از او دفاع كنند.
چنين نيز كردند؛ چنان كه آيه ايثار (حشر/ ٩) در شأن آنان فرود آمد (الميزان، ١٨/ ٤٣).
د.
خطاب آيه به قريش است و مراد از مودّت به قربى مودّت به سبب خويشاوندى است؛ امّا مودّت پيامبر ٦ به قريش، نه مودّت قريش به پيامبر ٦.
معناى آيه در اين صورت چنين مىشود:
«من در برابر كوششم، هيچ نمىخواهم؛