فرهنگ شیعه - خطيبي کوشکک، محمد و همکاران - الصفحة ٤٧٢ - تفسير و فهم متون دينى در اسلام
و به فضاى ويژه روزگار خود وابسته است.
هيچ گاه نمىتوان به صورت قطعى معناى يك متن را دريافت (مبانى كلامى اجتهاد، ٢٣٤). بنابر مبانى هرمنوتيك فلسفى، هدف تفسير متن، دريافتن مراد مؤلّف آن نيست. تفسير متن، فرآيندى بى پايان است و متن قابليّت قرائتهاى گوناگون دارد. پيشداورىهاى مفسّر، شرط وجودى فهماند و معيارى يگانه براى داورى ميان قرائتها و تفسيرهاى متعدد وجود ندارد (مبانى معرفت دينى، ١٣٩).
هرمنوتيك در ايران:
در سالهاى اخير برخى روشنفكران ايرانى كوشيدهاند اصول و مبانى هرمنوتيك فلسفى را براى فهم دين و تفسير متون دينى به كار گيرند.
دعاوى آنان عبارتاند از: ١. شريعت و متون دينى صامتاند؛ ٢. پيش فرضهاى ذهنى مفسّر در تفسير متن دخيلاند؛ ٣. به گوهر و حقيقت دين نمىتوان راه يافت؛ ٤. فهم، فرآيندى است متحوّل و نسبى؛ ٥. معرفت دينى، عصرى است؛ ٦. قرائت متعدّد از متون دينى ممكن است، بى آنكه معيارى براى بازشناختن فهم درست از نادرست در دسترس باشد (كتاب نقد، ٢٣/ ٨٩؛ فرهنگ واژهها، ٥٩٣).
تفسير و فهم متون دينى در اسلام:
هدف در تفسير و فهم متن- به ويژه متن دينى- رسيدن به مراد مؤلّف است.
خداوند قرآن را براى هدايت انسان نازل كرده است (بقره/ ١٨٥؛ اسراء/ ٩) و او را به تدبّر و انديشه در آن فرا خوانده است (نساء/ ٨٢؛ ص/ ٢٩). آيات قرآنى حكايت از آن دارند كه مقصود از نزول قرآن و ديگر كتب آسمانى اين است كه انسان در آن بينديشد و به مراد خداوند برسد و آن را به كار گيرد. بنابراين، تفسير بايد «مؤلّف محور» باشد. تفسير در نظرگاه علماى اسلام، جنبه روشى دارد، نه فلسفى.
بدين روى، مفسّران بزرگ قرآن، براى «مفسِّر» شرطها و ويژگىهايى را لازم شمردهاند و تنها در اين صورت است كه مىتوان به مراد خداوند پى بُرد (هرمنوتيك، جعفر سبحانى/ ١٢). تفسير قرآن با هدف دست يافتن به مقصود خداوند صورت مىپذيرد و از اين رو نمىتوان پيوند آن را با مؤلّف- كه خداوند متعال است- ناديده انگاشت. نمىتوان متن دينى را همچون شعر يك شاعر پيش رو نهاد و به تفسير آزاد آن پرداخت كه گونهاى بازى با متن است (مبانى معرفت دينى، ١٤٩).