فرهنگ شیعه - خطيبي کوشکک، محمد و همکاران - الصفحة ٤٦١ - ولايت امامان
احزاب/ ٣٦) و مؤمنان را نمىشايد كه حتى در نهان به قضاوت آن حضرت، رضا ندهند (نساء/ ٦٥). به اقتضاى ولايتى كه نصّ قرآن به گونه رسمى به پيامبر ٦ مىدهد، آن حضرت حكومت بنيان نهاد (امامت و رهبرى، مرتضى مطهّرى/ ٤٨)؛ زيرا حكومت و تشكيل دستگاه اداره جامعه جزئى از ولايت است (ولايت فقيه، امام خمينى/ ١٥). فعّاليّتهاى پيامبر ٦ در مدينه- مانند نصب واليان و زمامداران و قضات- از همين باب بود و بر وجود حكومتى كه پيامبر در رأس آن جاى داشت، گواهى مىدهد. تشكيل حكومت سياسى- كه پيامبر ٦ بدان دست زد- تنها ضرورتى اجتماعى نبود و نيز تنها اجابت درخواست مردم نبود؛ بلكه برخاسته از ديانت اسلام بود و اداى وظايفى چون بسيج مردم براى جهاد (انفال/ ٦٥) با كفّار و منافقان (توبه/ ٧٣)، داورى ميان مردم با حكم خدا (مائده/ ٤٩) و بنيان نهادن نظام اخذ ماليات (توبه/ ١٠٣) آن را ايجاب مىكرد (صحيفه نور، امام خمينى/ ٢١/ ١٧٨). بدين روى است كه هر كس گمان بَرَد دين از سياست جدا است، دين را نشناخته است (تحرير الوسيلة، ١/ ٢٣٤).
ولايت امامان:
سيره مسلمانان پس از رحلت پيامبر ٦، استمرار ولايت ايشان بود. از آنجا كه صاحب منصب امامت كبرى از علم لدنّى نصيب برده، از خطا و اشتباه مصون است و توان آن دارد كه جامعه را به گونه احسن اداره كند، در حضور او نوبت به ديگران نمىرسد (مجمع الفائدة والبرهان، محقّق اردبيلى/ ١٢/ ٢١). از اين روى، بزرگان مهاجران و انصار بر آن رفتند كه خليفه پيامبر ٦، على (ع) است؛ زيرا از همه برتر بود و همه فضايل و كمالات در او گرد آمده بود. در ايمان، سرآمد همه و در دانش و آگاهى به احكام از همه برتر و از ديگران به پيامبر ٦ نزديكتر بود (الارشاد فى معرفة حجج اللّه على العباد، شيخ مفيد/ ٤؛ نهج البلاغة، خ ١٩٢).
اين ولايت نيز بر نصب و نصّ الهى پايه داشت؛ زيرا خداوند اطاعت از اولوالامر را در طول ولايت خويش و پيامبر اسلام ٦ نهاده است (نساء/ ٥٩). آيات الهى و سنّت نبوى در اين موضوع آشكارا از ضرورت نصب و نصّ الهى سخن گفتهاند و از نظر عقلى نمىتوان اطاعت مطلق از مدّعيان ولايت را بى نصب و نص پذيرفت.
(امامت؛ امام) با وجود نصب الهى