فرهنگ شیعه - خطيبي کوشکک، محمد و همکاران - الصفحة ٤٥٤ - وحى
وحى عبارت از نبوغ و كشف و شهود و تجربه دينى نيست. نبوغ، توانايى فوقالعاده ذهن است كه از گذر آن، انسان بى آنكه نيازمند طىّ مراحل علمى متعارف باشد، به درك حقايقى توفيق مىيابد؛ امّا نوع حقايق حاصل از نبوغ، براى عقل انسانى دستيافتنى است. وحى چنين نيست و بر اثر پديدار گشتن چشم اندازى نو به فهم انسان مىرسد. افرادِ داراى نبوغ، از حسّ نيرومندى برخوردارند و آنچه را ديگران به سختى درمىيابند، به سرعت مىيابند؛ امّا پيامبران افزون بر اين حسّ نيرومند، توانايى ديگرى نيز دارند كه از طريق آن به حقايقى مىرسند كه ديگر مردمان نتوانند رسيد (نبوّت/ ٧٥). كشف و شهود، بيشتر بر اثر رياضت نفس به دست مىآيد؛ بدين گونه كه هرگاه انسان توجّه خويش را از جهان بيرون بردارد و به درون پردازد و نفس خويش را به سختى و رياضت اندازد، حقايقى را مىيابد كه ديگران از آنها بى نصيباند. در اين حال، انسان چيزى از برون خويش برنمىگيرد؛ بلكه از درون مدد مىگيرد. در پديده وحى، پيامبران تنها گيرنده پياماند و با كسى روبهرويند كه با آنان سخن مىگويد و حقايقى را از برون بدانان مىآموزد (نجم/ ٤ و ٥). اين موجب مىگردد كه وحى با معانى برساخته ذهن بشرى نياميزد و خلوص خويش را محفوظ دارد. قرآن كريم، ٢٩٠ بار هنگام سخن گفتن با پيامبر ٦ از تعبير «قل» به معناى «بگو» استفاده كرده است. شايد يكى از دلايل كاربرد اين تعبير آن است كه پيامبر ٦ تنها مبلّغ وحى است بى كم و كاست و اضافه. هر چند پيامبر اسلام ٦ از سهو و نسيان معصوم بود، امّا چون وحى بر او نازل مىگشت بىدرنگ آن را به مؤمنين مىرساند. خداوند نظر به احتياط شگفت پيامبر ٦ در ابلاغ وحى الهى، بدو اطمينان مىدهد و مىفرمايد: «... و در [رسانيدن] قرآن شتاب مكن پيش از آنكه وحى آن بر تو تمام گردد و بگو:
پروردگارا! بر علم من بيفزاى.» (طه/ ١١٤) پيامبران (ع) معمولًا از كسانى بودند كه در علم و دانش شهرتى نداشتند و گاه خواندن و نوشتن نمىدانستند تا اين پندار پديد نيايد كه آنچه مىگويند، برساخته ذهن آنان است يا حاصل كشف و شهود باطنى و ... است (عنكبوت/ ٤٨). وحى الهى با همان كلمات و معانى كه بر پيامبر ٦