فرهنگ شیعه - خطيبي کوشکک، محمد و همکاران - الصفحة ٤٠٤ - مذهب
توانايى روش تجربى تنها منحصر در عالم طبيعت و مادّه است- موجب شده است كه درك درستى از مجموعه نظامى هستى به دست نيايد و راه براى ترديد در معارفى همچون معارف پيامبران گشوده گردد (انتظار بشر از دين، ١٥؛ مجموعه آثار، ٢/ ٧٨).
اسلام به آسايش و رفاه مادّى انسان توجّهى ويژه دارد و حتّى آن را در سعادت اخروى او مؤثّر مىشمارد؛ چنان كه فقر و تنگدستى را «مرگ بزرگ» محسوب مىكند (ميزان الحكمة، ١٠/ ٤٦٦) و انسان را به كار و تلاش فرامىخواند (هود/ ٦١؛ انتظار بشر از دين، ٢١٠)؛ امّا اين آموزه را تبليغ مىكند كه نعمتها و آسايش دنيوى وسيلهاى براى نيل انسان به كمال و سعادت و حيات متعالى اخروىاند. اسلام با دنيايى كه موجب شود آدمى به ورطه حيوانيّت و فراموشى خدا بلغزد، در ستيز است (اسلام و تجدّد، ١٤٩). در آموزههاى اسلامى، عقل داراى منزلت والايى است و در حقيقت راهنماى آدمى به سوى سعادت و خير است؛ امّا به تنهايى كافى نيست و نيازمند يارى و همراهى تعاليم پيامبران است (خردگرايى در قرآن و حديث، ١٩، ٧٤ و ٩١). اسلام با تعريفى كه مدرنيسم از عقلگرايى و علممحورى و آزادى دارد، ناسازگار است و براى هر يك از اين مفاهيم، تعريف ويژهاى دارد كه با فطرت و نيازهاى طبيعى انسان همراه است. از آنجا كه مدرنيسم به نيازهاى بنيادى انسان توجّهى در خور نداشته و بيشتر بر نيازهاى مادّى و زودگذر پاى فشرده، جهان متجدّد را با بحرانهاى بغرنجى رو به رو كرده است. از اين رو، بسيارى از دانشمندان و مكتبهاى فكرى، اين مكتب را به صورت جدّى زير نقد بردهاند. با پايان عصر مدرنيته، عصر پست مدرنيسم پيش آمد كه بيشتر جنبه انتقادى و سلبى دارد؛ ولى اين مكتب نيز نتوانسته است راه حلّى براى از ميان بردن بحرانها به دست دهد.
***
مذهب
كلمه «مذهب» به معناى روش، مسلك و طريقت است (المصباح المنيز، ٢٥٥). در اصطلاح دينى، تيره و شعبهاى از دين را مذهب گويند. از اين رو، تيرههاى متعدّد هر دين را «مذاهب» خوانند. گاه خود