فرهنگ شیعه - خطيبي کوشکک، محمد و همکاران - الصفحة ٣٩٩ - ب هواخواهان ماترياليسم ديالكتيكى
ب. هواخواهان ماترياليسم ديالكتيكى:
اين شاخه از ماترياليسم را ماركس و انگلس گسترانيدند. بنابر باور اينان، مادّه، آن سان كه فيزيك كلاسيك و انديشه عمومى زمان مىپندارد، واقعيّتى انفعالى و ساكن نيست كه تنها تحت تأثير نيروها تغيير يابد. به عكس، مادّه از نظر ماهيّت، پويا و متحرّك است. ديالكتيك يعنى دانش قوانين عمومى حركت؛ چه در جهان بيرون و چه در انديشه آدمى. بدين سان، مادّه كه به ظاهر بى حركت است، داراى حركت ديالكتيكى درونى است. اين حركت، عبارت است از برنهاد (تز) برابر نهاد (آنتى تز) كه از ديالكتيك ميان آنها «به هم نهاد» (سنتز) موقت پديد مىآيد (ديالكتيك، ٧٥- ٧٣).
برآيند اين تئورى آن است كه تكامل مادّه از درون خود او است و هر گونه علّتى خارجى از او نفى مىشود. ماترياليسم ديالكتيكى بر چهار اصل استوار است:
اوّل. اصل تضاد؛ يعنى هر چيز در درون خود حاوى ضدّ خود است و بر اثر اين تضادّ درونى تكامل مىيابد. دوم. اصل تغيير و حركت؛ يعنى همه پديدهها در حال حركت و تغييرند. سوم. اصل تأثير متقابل پديدهها؛ بدين معنا كه همه چيزها برهم تأثير متقابل دارند و چه بسا علّت و معلول هر دو برهم اثر بگذارند. چهارم.
اصل جهش، انقلاب و تكامل؛ يعنى همه تغييرات جهان، تكاملى است نه دورى و تكرارى (فلسفه اسلامى و اصول ديالكتيك، ٥٨، ١٩٠، ٢٨٩ و ٣١٢). نظريّهپردازان ماترياليسم ديالكتيك براى اينكه بتوانند از عهده تبيين تغييرات اجتماعى قرن خود برآيند، درباره حركت تاريخ نيز تئورى ساختهاند. تئورى ماترياليسم ديالكتيك تاريخى از اين گذر پا به وجود نهاد.
ماترياليسم تاريخى بدين معنا است كه تاريخ ماهيّتى مادّى و وجودى ديالكتيكى دارد. از اين نظرگاه، حركتها و جنبشها و نمودها و تجلّيّات تاريخى هر جامعه، علّت مادّى و اقتصادى دارند (پيرامون انقلاب اسلامى، ١٢٩ و ١٣٠). اينكه تاريخ، وجود ديالكتيكى دارد، بدين معنا است كه حركات تكاملى تاريخ، حركاتى است ديالكتيكى و معلول تضادهاى ديالكتيكى توأم با همبستگى خاص تضادها. تضادّ ديالكتيكى عبارت از اين است كه هر پديدهاى جبراً نفى و انكار خود را در خويش مىپروراند و پس از يك سلسله تغييرات در نتيجه اين تضادّ درونى، تغيير