فرهنگ شیعه - خطيبي کوشکک، محمد و همکاران - الصفحة ٣٦٦ - فلسفه وجودى شيطان علت آفرينش شيطان
چند پاسخ دارد: ١. از قرآن كريم بر مىآيد كه شيطان از نوع جنّ است (كهف/ ٥٠) و خداوند، جن و انس را تنها براى عبادت آفريده است (ذاريات/ ٥٦). از اين رو، مىتوان دريافت كه شيطان نيز براى عبادت خلق شده است و هيچ ناپاكى و نقصى در خلقت او نبوده است. حتّى او بر اثر عبادت بسيار، در شمار فرشتگان الهى درآمد. گواه است بر اين حقيقت آنكه قرآن مىفرمايد: «و ... به فرشتگان گفتيم به آدم سجده كنيد و همه سجده كردند مگر ابليس ....» (بقره/ ٣٤) اين آيه نشان مىدهد كه شيطان جزو فرشتگان بوده است. با اين حال، او سجده نكرد و از فرمان الهى سر پيچيد. همچنين از ماجراى سرپيچى شيطان بر مىآيد كه او همچون ديگر اجنّه و نيز انسان، داراى آزادى و اختيار است و خود موجب گمراهى خويش شده است (تفسير نمونه، ١/ ١٩٣). ٢. خداوند هيچگاه شرّ مطلق نيافريده است. وجود نفسى همه موجودات، خير است (سجده/ ٧). با اين حال، گاه موجودى با اضافه به موجودى ديگر منشأ صدور شرّ مىشود (گوهر مراد، ٣٢٥- ٣٢٣). شيطان نيز- فى نفسه- شر نبوده است او هنگام خلقت آدم در آزمايش الهى قرار گرفت و از آن سربلند به در نيامد و راه شرارت در پيش گرفت. ٣. برخى معتقدند كه اگر شرّ و فساد و تعب و فقدان و نقص و ضعف در جهان نبود، خير و صحّت و راحت و وجدان و كمال و قوّت نيز مصداقى نمىيافت و عقل انسان به اين مفاهيم راه پيدا نمىكرد (الميزان، ٨/ ٣٨). آن گاه انسان معناى خير را درك مىكند و آن را برمىگزيند كه شر را ببيند و از آن آگاه باشد. بنابراين نظريّه، وجود شيطان از اركان نظام جهان انسانى است و تنها آن گاه مىتوان وجود شيطان را شر پنداشت كه از او پيروى شود؛ امّا مخالفت و مبارزه با او خير است و مايه رشد و تعالى. ٤. انسان در هيچ يك از اعمال خويش مجبور نيست. خدا او را آزاد و مختار آفريده تا راه صواب را از خطا بازشناسد و نيكى را ازبدى تمايز دهد.
وانگهى، او را به لطف خويش يارى داده و با ارسال رسل و انزال كتب و حكم عقل و فطرت، حجّت را بر او تمام كرده است.
از اين رو است كه به شيطان فرموده است:
«بىگمان تو بر بندگان من سلطه نخواهى يافت مگر كسانى از گمراهان كه تو را