فرهنگ شیعه - خطيبي کوشکک، محمد و همکاران - الصفحة ٣٣٥ - عدل تشريعى دادگرى در قانونگذارى
حسّاسيّتى ويژه بدان داشته و درباره آن به اختلافات فراوانى افتادهاند (ر. ك. پيام قرآن، ٤/ ٤١٨ و ٤٩٩). امّا برخى ديگر بر آناند كه ريشه اهميّت عدل را در آموزههاى قرآن بايد يافت. قرآن كريم، با صراحت، نظام هستى را بر عدل و درستى و توازن و استحقاقها و قابليّتهاى آفريدگان استوار مىداند (آل عمران/ ١٨؛ رحمن/ ٧). آيات قرآنى، توحيد و معاد و نبوّت و نيز آرمانهاى فردى و اجتماعى را عدالتمحور مىشمارند. اين رويكرد قرآن، نگاه انسان به هستى را صورتى ويژه مىبخشد و گونهاى خاصّ از جهانبينى مىآفريند و معيارهايى عادلانه براى حركت فرد و جامعه انسانى پى مىريزد. بدين سان، علّت بنيادى اهميّت عدل در تعاليم و عقايد شيعى، بى گمان آموزههاى قرآنى است هر چند چالشهاى نظرى مسلمانان در اين موضوع را نيز نبايد بى تأثير شمرد (مجموعه آثار، ١/ ٦٥- ٥٩).
دلايل اثبات عدل الهى:
الف. دلايل عقلى:
بنابر اصل حُسن و قبح، ظلم قبيح است و خداوند حكيم از فعل قبيح پاك است؛ زيرا فعل قبيح سزاوار ملامت است و حكيم به چنين فعلى دست نمىيازد.
ب. ريشههاى ظلم در نيازمندى و جهل و خودخواهى و ضعف و انتقامجويى و حسد است و اين صفات گونهاى نقصاناند و به ساحت ذات الهى، هيچ نقصى راه ندارد؛ زيرا او كمال مطلق است. از خداوند جز خير و عدالت و رأفت و رحمت سر نمىزند و كيفرى كه به بدكاران مىرسد، بازتاب عمل خود آنان است.
ب. دلايل نقلى:
آيات و روايات پرشمارى بر عدالت الهى گواهى مىدهند و به صراحت و اشارت، ذات مقدّس او را از ظلم و ستمكارى تنزيه مىكنند (به عنوان نمونه:
يونس/ ٤٤؛ كهف/ ٤٩؛ توبه/ ٧؛ روم/ ٩؛ آل عمران/ ١٠٨؛ انبياء/ ٤٧؛ فصّلت/ ٤٦؛ نهج البلاغه، خ ١٨٥، ١٩١ و ٢١٤؛ بحارالانوار، ٣/ ٣٠٦ و ٥/ ٥١؛ پيام قرآن، ٤/ ٤٣٠- ٤٢٠).
***
عدل تشريعى: دادگرى در قانونگذارى
بدين معنا است كه اوامر و نواهى و هر آنچه خداوند بر انسان تكليف كرده است، بر دادگرى و عدالت است (بقره/ ٨٢٦).
قرآن كريم، بعثت پيامبران ٦ را براى