فرهنگ شیعه - خطيبي کوشکک، محمد و همکاران - الصفحة ٣٠٤ - هنگام اثربخشى شفاعت
شرطهاى طرفين شفاعت را نيز بازمىنمايد؛ امّا شرطهاى شفاعتشوندگان را به گونهاى مبهم مىآورد؛ زيرا تربيت دينى ايجاب مىكند كه گناهكاران را بر گناه جسارت نبخشد و آنان را ميان بيم و اميد نگاه دارد (الميزان، ١/ ١٦٥ و ١٦٩).
قرآن درباره ويژگىهاى شفيعان مىفرمايد:
«و كسانى كه به جاى او مىخوانند [و مىپرستند] اختيار شفاعت ندارند مگر كسانى كه آگاهانه به حق گواهى داده باشند.» (زخرف/ ٨٦) از اين آيه برمىآيد كه تنها كسانى مىتوانند شفاعت كنند كه به يگانگى خدا گواهى داده، از احوال شفاعتشوندگان آگاهاند (الميزان، ١٨/ ١٢٧؛ تفسير نمونه، ٢١/ ١٣٥). از برخى آيات قرآنى مىتوان فهميد كه يكى از شرطهاى شفاعت شوندگان اين است كه خداوند از آنان راضى باشد (انبياء/ ٢٨؛ طه/ ١٠٩).
چون قرآن كريم اين كسان را بيش از اين وصف نكرده و نشانههايشان را بيان نفرموده، آشكار مىشود كه مراد از «رضايت خداوند» آن است كه خداوند از ايمان آنان راضى است نه اعمال و رفتارشان. بدينسان، مراد كسانى است كه مؤمناند؛ ولى اهل گناهاند و نيازمند شفاعت (الميزان، ١/ ١٧١). قرآن كريم در برخى آيات ديگر، از موانع شفاعت سخن گفته است و «ظلم» را از اين موانع دانسته است (مؤمن/ ١٨). برخى مفسّران بر آن رفتهاند كه مراد از «ظلم» در اينجا، شرك و نفاق است (مجمع البيان، ٨- ٧/ ٥١٩).
برخى ديگر از موانع شفاعت در قرآن، عبارتاند از: كفر، ترك نماز و اطعام فقرا (الميزان، ١/ ١٦٩؛ مدّثّر/ ٤٨). روايات بزرگان معصوم (ع) نيز از شفاعت، بسيار سخن گفتهاند و آنها را مىتوان از اين نظر بر سه دسته دانست: برخى، اصل شفاعت را اثبات مىكنند، برخى ديگر از شفيعان ياد مىكنند و چگونگى شفاعت را بازمىنمايند و برخى نيز از شرطها و موانع آن پرده برمىدارند (بحارالانوار، ٨/ ٣٤ و ٦٣). پارهاى از اين موانع عبارتاند از:
نَصْب كه به معناى دشمن داشتن اهل بيت پيامبر (ع) و نپذيرفتن ولايت آنان است، آزار خاندان پيامبر ٦، معتقد نبودن به شفاعت پيامبر ٦، كوچك شمردن نماز، خيانت و زنا (شفاعت، ١٨٠- ١٦٩).
هنگام اثربخشى شفاعت:
از مسائل پيرامونى موضوع شفاعت اين است كه چه هنگام تحقّق مىپذيرد و اثر مىبخشد