فرهنگ شیعه - خطيبي کوشکک، محمد و همکاران - الصفحة ٢٥٥ - دين فروشى بهرهبردارى از دين براى رسيدن به متاع دنيوى
ايمان، تجربه دينى و ... ب. منشأ دين؛ شامل پندارههاى روانشناختى، زبانشناختى، جامعهشناختى و .... ج. معرفت دينى؛ شامل منابع و روشهاى شناخت دين، زبان دين، تطوّر فهم دين، هرمنوتيك دينى و مباحثى ديگر از قبيل فلسفه، علوم دينى و مناط، ارزش و زبان گزارههاى دينى. د. رابطه دين با علم، فلسفه، عرفان، اخلاق، فرهنگ، هنر و .... ه. امّهات مدّعيّات دينى؛ شامل توجيهپذيرى باورهاى دينى، معنادارى گزارههاى دينى و موشكافى موضوعاتى همانند خدا، صفات خدا، شرور و كاستىها، خلقت و چگونگى آن، مجرّد و مادّى، وحى و نبوّت، اعجاز، معناى زندگى، اختيار، شعائر و آداب و مناسك دينى، تكليف و نظام اخلاقى جهان، سعادت، خلود نفس، معاد و ... (همان، ١٤٢- ١٤٠).
***
دين فروشى: بهرهبردارى از دين براى رسيدن به متاع دنيوى
اگر كسى براى رسيدن به متاع دنيوى، از فرمانها و آموزههاى اصيل دينى دست كشد و دست از ديندارى بردارد، مىگويند دين خويش را فروخته است.
اين اصطلاح را براى نخستين بار معاوية بن ابى سفيان به كار بُرد؛ آنجا كه درباره برخى كارگزارانش گفت: «من دين آنان را خريدهام.» (بحارالانوار، ٢/ ٣٦ و ٤٤/ ١٣٣) برخى روايات دستههاى مختلفى از مردم را ياد كردهاند كه دين خود را فروختهاند يا بيم آن مىرود كه بفروشند؛ مانند «استوارى دنيا به چهار گروه است: ...
و چهارمى آنها مرد تنگدستى است كه آخرت خويش را به دنيا نفروشد و اين در صورتى است كه توانگران، حقّ تنگدستان را دريغ نكنند وگرنه تنگدست، دين خود را به دنيايش مىفروشد.» (همان، ٧٧/ ٤٦ و ٧٥/ ٣٠١) نيز در روايت است: «از ميان مردم كسى بدتر است كه آخرت را به دنيايش فروشَد و از او بدتر، كسى است كه آخرت خويش را به دنياى ديگران فروشَد.» (همان، ٧٥/ ٣٠١) اين موضوع را در مباحث اخلاقى اسلام پى مىجويند.
***