فرهنگ شیعه - خطيبي کوشکک، محمد و همکاران - الصفحة ١٩٧ - نظريه شيعه
منتقل مىشود و گاه به پيكر بلاديدگان و مصيبتزدگان و چه بسا به جسم حيوانى پست حلول مىكند و از اين گذر درد و رنج و زحمت مىبيند و از گناه و زشتى مىپيرايد و سرانجام شايستگى تشرّف به محضر خدا را پيدا مىكند. بنابر اين آموزه، رفتار فعلى انسان، چگونگى زندگى بعدى او را رقم مىزند. جنايتكاران، در زندگى بعدى، سختى و رنج خواهند كشيد و اگر در آن زندگى نيز به زشتكارى خويش ادامه دهند، زندگى سختتر و جانكاهترى در پيش خواهند داشت؛ امّا اگر متنبّه شوند و درستى و راستى پيشه كنند، به زندگى بهترى خواهند رسيد (ر. ك. كشّاف اصطلاحات الفنون، ١٣٨٠؛ الملل والنّحل، ٢/ ٥٥).
نظريّه شيعه:
برخى بر آن رفتهاند كه شيعه به اين آموزه معتقد است (دائرة المعارف الاسلامية، ٥/ ٤٨٦)؛ ولى علماى شيعه در ردّ تناسخ سخنان مستدلى دارند.
تناسخ اساساً با اصل معاد ناسازگار است؛ در حالى كه معاد از اصول عقايد دينى است و پيروان همه اديان آسمانى به آن معتقدند. بنابر آموزه تناسخ، روح انسان در اين دنيا كيفر مىبيند و پاك مىشود و آنگاه به سراى ديگر مىرود. اگر چنين باشد، ديگر كيفر اخروى معنا نخواهد يافت؛ حال آنكه بيش از هزار آيه به گونه مستقيم و نامستقيم به اثبات و وصف قيامت و كيفرهاى اخروى پرداختهاند.
خداوند در قرآن به صراحت فرموده است كه گناهكاران و خطاكاران هرگز به دنيا بازنمىگردند تا بتوانند كار نيكو كنند و خويشتن را شايسته سازند (مؤمنون/ ١٠١).
به عبارت ديگر، در قيامت است كه هر كسى به پاداش و كيفر كردار دنيايى خويش مىرسد. در روايات بزرگان معصوم (ع) نيز ردّ تناسخ را مىتوان بازيافت. بنابر اين روايات، تناسخ با ايمان به خدا و بهشت و دوزخ سازگار نيست (عيون اخبار الرّضا، ٢/ ٢٠٢).
افزون بر دلايل نقلى شيعه در ردّ تناسخ، دانشمندان شيعه به اقامه دلايل عقلى نيز پرداختهاند. از آن جمله است دو دليلى كه بدين شرحاند: الف. بنابر نظريّه حركت جوهرى، روح و بدن، نخست در مرحله قوّه و استعدادند و آنگاه به تدريج به مرحله فعليّت و تكامل مىرسند و ممكن نيست كه بارى ديگر به مرحله قوّه بازگردند. همان سان كه