فرهنگ شیعه - خطيبي کوشکک، محمد و همکاران - الصفحة ١٨٨ - تقيه تظاهر شخص مسلمان به چيزى برخلاف عقيده باطنى
تقيّه: تظاهر شخص مسلمان به چيزى برخلاف عقيده باطنى
هرگاه شخص مسلمان براى دور ماندن از زيان جانى، مالى يا عِرضى، از اظهار عقيده دينى خويشتندارى كند، به كار او تقيّه مىگويند. دانشمندان متقدّم شيعه، تقيّه را چنين تعريف كردهاند كه عبارت از كتمان حقّ و اعتقاد قلبى است براى پرهيز از زيان دينى و دنيوى (مصنّفات شيخ مفيد، ٥/ ٢/ ١٣٦). هر چند اين تعريف، درست است، جامع موارد متعدّد تقيّه نيست. تعريف جامع و مانع اين است كه تقيّه عبارت از پنهان ساختن حقّ از ديگران يا اظهار خلاف آن است براى مصلحتى كه از مصلحت اظهار، مهمتر است (نقش تقيّه در استنباط، ٥١). علماى اهل تسنّن تقيّه را روا نمىدانند مگر تعدادى انگشتشمار همانند فخر رازى (شيعه و تشيّع، ٩٩٩- ١٩٦). بنابراين، مىتوان گفت كه تقيّه از ويژگىهاى اعتقادى مذهب تشيّع است. شيعيان همواره- به خصوص در عصر امامان (ع)- در تنگنا و فشار حكومتها بودهاند. از اين رو، بيشتر از مسلمانان ديگر، به تقيّه نيازمند شدهاند. تقيّه با علم يا گمان قوى به ضرر، واجب مىشود. اگر خطرى نباشد، نه تنها تقيّه واجب نيست، بلكه امر به معروف و نهى از منكر نيز- با شرايط خود- واجب مىشود؛ زيرا اصل اوّل در دفاع از دين، امر به معروف و نهى از منكر است و تقيّه، پس از آن به ميان مىآيد. تقيّه اساساً از امور استثنائى و اضطرارى است (وسائل الشّيعه، ١١/ باب ٢٥). تقيّه شرايطى دارد كه بىتوجّهى به آنها ممكن است به افراط و تفريط بينجامد.
از اين شرايط است: بىفايده بودن اظهار حق، حفظ جان و مال و ناموس و دين، مشتاق كردن مخالفان به راه حقّ و حفظ وحدت اسلامى. در برخى كارها به هيچ روى، تقيّه روا نيست؛ مثلًا كسى نمىتواند براى حفظ جان، مال و يا آبروى خويش، در برابر نابودى دين سكوت كند، يا كسى نمىتواند براى حفظ جان خود، كسى ديگر را به ناحق بكشد. به طور كلّى، در كارهايى كه موجب قتل نفس محترم يا رواج باطل يا فساد دين يا ضرر مهمّى به مسلمانان و گمراهى آنان و يا رواج ظلم و جور ميان آنان مىشود، تقيّه جايز نيست (پاسخ به شبهاتى پيرامون مكتب تشيّع، ١٠٦).
بنابراين، مىتوان اقسام تقيّه را از نظر