فرهنگ شیعه - خطيبي کوشکک، محمد و همکاران - الصفحة ١٣٤ - انبياء پيامبران الهى
«نبىّ» به عنوان صفت «رسول»، پس از آن آمده است (مريم، ٥١ و ٥٤)؛ در حالى كه مىبايد پيش از آن آيد؛ زيرا صفتى كه مفهومى عام دارد، بايد پيش از كلمه خاص ذكر شود. وانگهى، دليلى بر اختصاص ابلاغ وحى به رسولان در دست نيست. بنابر برخى روايات، مقتضاى مقام نبوّت اين است كه نبى فرشته وحى را در خواب ببيند و در حال بيدارى، تنها صداى او را بشنود؛ امّا رسول، فرشته وحى را در بيدارى نيز مىبيند (اصول كافى، ١/ ١٧٦). اين تفاوت را نيز نمىتوان معلول تفاوت مفهوم دو كلمه دانست. تفاوت نبى و رسول در اين است كه مصداق نبى، اعم از رسول است؛ بدين معنا كه همه پيامبران داراى مقام نبوّتاند؛ امّا مقام رسالت تنها به گروهى از پيامبران اختصاص دارد و بنابر روايتى، شمار آنان ٣١٣ نفر است (بحارالانوار، ١١/ ٣٢؛ آموزش عقايد، ١٠٦).
شيعيان معتقدند كه خداوند براى هدايت انسان ١٢٤ هزار تن را به پيامبرى برانگيخته است كه سخن آنان، سخن خدا است و پيروى از آنان پيروى از او است. اين بزرگان، جز از سوى خدا سخن نمىگويند و چيزى از مردم نمىخواهند.
برجستگان آنان، پنج تناند كه بنيان نبوّت بر آنان استوار است. اين پنج تن، همان پيامبران اولوالعزماند: نوح، ابراهيم، موسى، عيسى (ع) و سرانجام برترين آنان حضرت محمّد ٦ (بحارالانوار، ١١/ ٢٨؛ اعتقادات صدوق، ٩٦). در برخى روايات آمده است كه پيامبران بر چهار دستهاند:
اوّل، كسانى كه احكام الهى بر آنان فرود مىآيد تا خود بدان عمل كنند و وظيفه ابلاغ ندارند. دوم، كسانى كه در خواب فرشته وحى را مىبينند و صدايش را مىشنوند، امّا در بيدارى تنها صداى او را مىشنوند. سوم، پيامبرانى كه هم فرشته را در خواب مىبينند و هم در بيدارى و مأمورند كه وحى الهى را به مردم ابلاغ كنند و آنان را راه نمايند. اين پيامبران بر گروهى از مردم- اندك يا بسيار- مبعوث مىشوند؛ چنان كه قرآن كريم درباره يونس (ع) مىفرمايد: «ما او را بر صد هزار نفر يا بيشتر برانگيختيم.» (صافّات/ ١٤٧).
چهارم، پيامبران اولوالعزم كه در خواب و بيدارى فرشته وحى را مىبينند و رهبر و پيشواى مردم و صاحب شريعتاند.
حضرت ابراهيم (ع) از اين پيامبران بود.