فرهنگ شیعه - خطيبي کوشکک، محمد و همکاران - الصفحة ١٠٠ - صلح امام حسن(ع)
ثابت شده است؛ از جمله تصريح پيامبر اسلام ٦ و حضرت على (ع). پيامبر ٦ بر امامت او تصريح كرده و فرموده است كه پس از على (ع)، حسن (ع) وصىّ و جانشين من است (ينابيع المودّه، ١٣٦).
احاديث ديگرى همانند حديث كساء، ثقلين و سفينه در اين باره از پيامبر ٦ نقل شدهاند. قرآن در آياتى همچون آيه تطهير (احزاب/ ٣٣) و مباهله (آل عمران/ ٦١) بر اين حقيقت اشارت برده است. امير مؤمنان على (ع) نيز هنگام شهادت در حضور خانواده خويش و بزرگان شيعه، كتاب و سلاح خود را به او سپرد و فرمود كه حسن (ع) وصىّ من است (اعلام الورى، ٢٠٩- ٢٠٦).
صلح امام حسن (ع):
از مهمترين حوادث زندگى مبارك امام حسن (ع) صلح او با معاويه است. از آن رو كه برخى كسان دلايل تن دادن امام (ع) به صلح با معاويه را ندانستهاند، بر آن خرده گرفتهاند. براى راه يافتن به دلايل صلح امام حسن (ع)، بررسى دو موضوع ضرورى مىنمايد: نخست شرايط نابسامان اجتماعى آن روزگار كه امام (ع) را به صلح واداشت (پيشوايان ما، ١١٧- ١٠٥) و ديگر، مقام والاى امامت و اينكه شخص امام با دانش آسمانى خويش همواره بهترين راه را بر مىگزيند و از اين رو، اطاعت از او بىچون و چرا واجب است:
١. جامعه روزگار امام حسن (ع) به دليل جنگهاى فراوان و كشمكشهاى سياسى بسيار، در كمند اضطرابها و نابسامانىها گرفتار آمده بود و اين امر، خلافت امام حسن (ع) را با وضعيّتى پيچيده و دشوار رو به رو ساخته بود. از مشكلات بزرگ، وجود دستهها و احزاب پرشمار در كوفه بود؛ همانند امويان، خوارج، مذبذبين فرصتطلب و سربازان نافرمان. دسيسههاى معاويه- كه از هيچ گونه قانون اخلاقى و انسانى پيروى نمىكرد- مشكلى ديگر بود (مصنّفات شيخ مفيد، ١١/ ٢/ ١٩- ١٦) مشكل سوم، كمى ياران امام و همراه نبودن مردم و خيانت و دنياپرستى برخى سران لشكر بود. از اين رو، امام براى حفظ اسلام چارهاى جز صلح نديد. رهاورد صلح امام حسن (ع) عبارت بودند از:
الف. حفظ جان و مال و آبروى شيعيان؛ ب. آشكار ساختن چهره پليد معاويه و حفظ خلافت از لغزيدن به نظام موروثى؛