فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٥ - جراحت
قصاص:جنايت بر غير جان آدمى بر سه قسم است: ايراد جراحت، جنايت بر اعضا، و جنايت بر منافع بدن، مانند ديدن و شنيدن(--> جنايت).
در فقه از جراحتهاى پديد آمده در سر و صورت «شِجاج» و در غير سر و صورت «جرح» تعبير مىگردد.(١)شجاج از منظر مشهور بر هشت قسم است.(٢)
١. حارصه(خارصه)؛ خراشيدگى پوست، بدون جريان خون.
٢. داميه؛ زخمى كه كمى در گوشت نفوذ كرده و خون جارى شده است.
٣. متلاحمه (باضعه)؛ جراحتى كه نفوذش در گوشت عميق است؛ ليكن به پوشش نازك روى استخوان (سِمحاق) نرسيده است.
٤. سِمْحاق؛ زخمى كه در گوشت نفوذ كرده و به پوشش استخوان رسيده است.
٥ . موضحه؛ جراحتى كه سمحاق را پاره كرده و سفيدى استخوان (وضح) را آشكار ساخته است.
٦ . هاشمه؛ آنچه موجب شكستگى استخوان گردد، هرچند با جراهت همراه نباشد.
٧. منقِّله؛ آنچه سبب جابه جايى استخوان گردد.
٨ . مأمومه؛ جراحتى كه به پرده مغز (امّ الدِّماغ) رسيده است(--> آمّه).
دامغه به جراحتى گفته مىشود كه پرده مغز را شكافته و به مغز رسيده است و از آنجا كه با گرفتار شدن شخص به جنايت دامغه زنده ماندن وى بعيد مىنمايد، فقها آن را از اقسام «شجاج» نشمردهاند.(٣)
برخى، داميه و حارصه را يكى دانسته و ميان متلاحمه و باضعه تفاوت قائل شده و گفتهاند: اگر نفوذ جراحت در گوشت كم باشد به آن باضعه و اگر زياد باشد متلاحمه گفته مىشود.(٤)برخى نيز لازمه يكى بودن داميه با حارصه را تغاير باضعه و متلاحمه، و لازمه تغاير آن دو را يكى بودن باضعه و متلاحمه ذكر كردهاند.(٥)هرچند برخى به اين تلازم اشكال كردهاند(٦)(--> باضعه).
جراحتهاى غير سر و صورت دو نوع است: جائفه (جراحتى كه آلت جرح به اعضاى ميان تهى بدن همچون شكم، پهلو و قفسه سينه نفوذ كند) و غير جائفه.