فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٣ - جَبّ
جايزه: پاداش.
از احكام آن در باب خمس و تجارت و نيز مسائل مستحدثه سخن گفتهاند.
آيا به درآمدهايى همچون جايزه كه بدون كسب و كار عايد انسان مىشود خمس تعلّق مىگيرد؟ مسئله اختلافى است.(١)
دريافت و تصرف در جوايز و هداياى سلطان جائر در صورت علم به تحصيل آنها از راه حرام، همچون غصب جايز نيست، مگر آنكه قصد بازگرداندن به صاحبش را داشته باشد. در صورت عدم علم به آن، گرفتن و تصرف در آنها جايز است؛ هرچند به اجمال بداند در اموال سلطان، حرام نيز وجود دارد.(٢)
جوايزى كه بانكها، مؤسسات و فروشگاهها براى جذب و تشويق صاحبان حساب يا مشتريان خود، با قرعه كشى و يا همراه كالا به افراد مىدهند بى اشكال است(٣)(--> بانك).
(--> مسابقه)(--> بخت آزمايى)
جؤجؤجُؤجُؤ: سينه/ استخوان سينه.(١)
عنوان ياد شده در باب صلات به كار رفته است.
چسبانيدن سينه به زمين در سجده شكر(--> سجده شكر)مستحب است. در برخى روايات و نيز كلمات فقها چسبانيدن جؤجؤ و سينه، هر دو آمده است.(٢)برخى معاصران احتمال دادهاند جؤجؤ و سينه به يك معنا باشند كه در اين صورت عطف سينه بر آن، عطف تفسيرى و تأكيدى است و احتمال مىرود جؤجؤ به معناى قسمت جلوِ سينه باشد كه در اين صورت عطف سينه (صدر) بر جؤجؤ، عطف عام بر خاص خواهد بود(٣)(--> سينه).
جبّجَبّ: قطع شدن آلت تناسلى مرد.
به قطع شدن تمامى يا مقدارى از آلت