فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٣٨ - حق قَسْم --> قَسْم
توبه به تنهايى موجب رهايى غيبت كننده از تبعات گناه غيبت نمىشود.(١)
ديدگاه مقابل آن، كفايت توبه و عدم وجوب درخواست حلاليت است. بنابر اين ديدگاه، بر اثر غيبت حقّى براى غيبت شونده ايجاد نمىشود، هرچند مستحب است غيبت كننده از او حلاليت بطلبد.(٢)
برخى گفتهاند: وجوب حلاليت طلبيدن ـ بنابر قول به وجوب آن ـ نه از جهت ثبوت حقّى براى غيبت شونده، بلكه حكمى از جانب شارع است كه به جهت هتك آبروى غيبت شونده و ستمى كه به او رفته، شارع آن را بر غيبت كننده واجب كرده است.(٣)
بنابر قول به ثبوت حق غيبت به معناى خاص آن، كه در برابر حكم است( --> حق)، حق ياد شده از حقوقى شمرده شده كه از جانب صاحب حق (غيبت شونده) قابل اسقاط است، ليكن قابل نقل و انتقال به ديگرى نيست.(٤)
(--> غيبت)
حق قبول وصيّت
حق قبول وصيّت: حق پذيرش وصيّت، ثابت براى موصى له.
از آن در باب وصيت سخن گفتهاند.
كسى كه براى فردى به مالى وصيت كرده، ليكن موصى له (كسى كه براى او وصيّت شده) قبل از قبول مرده است، بنابر قول مشهور، حق قبول به وارث وى منتقل مىشود؛ خواه موصى له در زمان حيات وصيّت كننده بميرد يا پس از در گذشت او.(١)
در حق بودن قبول در وصيّت و بر فرض حق بودن، در قابليت آن براى انتقال از راه ارث اشكال شده است؛ بدين جهت، گروهى در فرض مرگ موصى له قبل از قبول، قائل به بطلان وصيّت شدهاند.(٢)
( --> وصيّت)
حق قَذف --> قذف
حق قَسْم--> قَسْم