فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٧٥ - خِلابه
خفه كردن: كشتن با بند آوردن راه تنفّس.
از آن در باب صيد و ذباحه و قصاص سخن گفتهاند.
اگر كسى تنفّس ديگرى را به مقدارى بند آورد كه براى امثال او غالباً مرگ آور نيست، ولى او بميرد، با داشتن قصد كشتن وى قصاص ثابت مىگردد و بدون قصد كشتن يا مشتبه بودن قصد، ديه ثابت است. اگر با دست يا طناب و مانند آن گلوى كسى را بفشرد تا جان دهد يا قبل از جان دادن رها كند، ليكن بر اثر آن زمين گير شود و بميرد، قتل عمد به شمار مىرود و قصاص ثابت است.(١)
حيوانى كه توسط سگ شكارى خفه شده حلال نيست.(٢)
خلاخَلا: گياه تازه.
برخى لغويان خلا را به گياه خشك تعريف كردهاند.(١)اين عنوان به مناسبت در باب حج به كار رفته است.
كندن درختان و گياهان حرم( --> حرم)حرام است؛ ليكن بعضى فقها به استناد برخى روايات با مضمون نهى از كندن خلا در حرم، حرمت را به كندن درختان و گياهان تازه اختصاص داده و كندن درختان و گياهان خشكيده را جايز دانستهاند.(٢)از اين دليل جوابهايى داده شده است كه يكى از آنها تعريف خلا به گياه خشك توسط بعضى لغويان مىباشد.(٣)
خلابهخِلابه: نيرنگ.
عنوان ياد شده در حديثى منسوب به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از طريق عامه آمده و مضمون آن، اين است كه آن حضرت به مردى كه بر اثر آسيب وارد شده بر سرش، در معامله فريب مىخورد، توصيه كرد هنگام معامله بگويد: