فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٧٢ - جرح
تعارض جرح با تزكيه:با امكان جمع بين بيّنه جرح و بيّنه تعديل(--> بيّنه تعديل)، بيّنه جرح مقدّم مىشود، مگر آنكه بيّنه تعديل به چيزى شهادت دهد كه بر بيّنه جرح پوشيده مانده باشد كه در اين صورت بيّنه تعديل مقدّم مىگردد. اگر جمع بين دو بيّنه ممكن نباشد، در اينكه كدام يك مقدّم مىشود، اختلاف است(--> تزكيه).
از موارد استثنا شده از حرمت غيبت(--> غيبت)، جرح شهود نزد قاضى است.(٩)
از جرح به معناى دوم در علم رجال بحث شده است.
براى شناخت راويان حديث و ميزان مقبوليّت و وثاقت آنان، به كتب رجالى رجوع مىشود. نظر ارائه شده در باره يك راوى يا مدح او است، يا ذمّ او، يا هر دو و يا هيچ كدام. اصطلاح جرح راوى در جايى به كار مىرود كه در كتاب رجالى از او مذمّت شده باشد (مثلاً آمده باشد: فلان راوى انحراف عقيدتى دارد يا اهل غلُوّ است). چنان كه اصطلاح تعديل درباره راوىاى به كار مىرود كه از او ستايش شده باشد.
در اينكه حقيقت جرح و تعديل شهادت است يا صرف اِخبار، اختلاف است. مشهور قول دوم است. بنابر قول اوّل، آنچه در جرح كننده شاهد (بيّنه) معتبر است در جرح كننده راوى نيز معتبر خواهد بود، بر خلاف قول دوم كه جرح يك عادل نيز كفايت مىكند.(١٠)
آيا جرح يا تعديل راوى بدون بيان سبب آن پذيرفته است؟ مسئله محلّ اختلاف است.(١١)
اگر يك رجالى، راوىاى را تعديل و رجالىاى ديگر او را جرح كرده باشد، در تقديم جرح بر تعديل يا عكس آن و يا رجوع به مرجّحات و اخذ به قول راجح يا ارجح، اختلاف است. برخى گفتهاند: در فرض مطلق بودن مفاد يكى و مقيّد بودن مفاد ديگرى، ميان آن دو جمع، و در نتيجه به مقيّد عمل مىشود. برخى ديگر در فرض اطلاق مفاد هر دو (جرح و تعديل) قول جارح را مقدّم دانستهاند.(١٢)