فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤١٥ - خاك
خاص --> عام و خاص
خاصره
خاصره: تهيگاه، ميان سرِ سرين و كوتاهترين استخوان پهلو.
عنوان ياد شده به مناسبت در باب صلات و حدود به كار رفته است.
نهادن دست بر خاصره در نماز مكروه است(١)( --> تخصّر). در اجراى حدّ رجم( --> رجم)، مرد رجم شونده تا تهيگاه درون گودالى قرار داده مىشود.(٢)
خاصّه --> شيعه
خاك
خاك: موادّ ناپيوسته پوشاننده قسمتهاى زيادى از زمين.
از احكام آن در بابهاى طهارت، صلات، و اطعمه و اشربه سخن گفتهاند.
طهارت:بنابر قول مشهور، براى تطهير ظرفى كه با ولوغ سگ( --> ولوغ)نجس شده، نخست بايد آن را خاك مال كنند، سپس آب بكشند.(١)برخى، خوك را نيز در حكم ياد شده به سگ ملحق كردهاند(٢)( --> خاك مالى).
خاك به عنوان بارزترين مصداق زمين( --> زمين)از مطهِّرات( --> مطهِّرات)است كه ته كفش و كف پاى نجس با راه رفتن و مسح كردن بر روى آن ـ پس از زوال عين نجاست ـ پاك مىگردد.(٣)
از چيزهايى كه تيمّم بر آنها صحيح است خاك پاك است.(٤)مستحب است پس از گذاشتن ميّت در قبر و باز كردن گرههاى كفن، گونه راست او را روى خاك بگذارند و بالشى از خاك زير سرش بسازند؛(٥)چنان كه مستحب است حاضران ـ جز خويشاوندان ميّت ـ با پشت دست سه بار بر قبر خاك بريزند.(٦)اين كار براى نزديكان ميّت كراهت دارد.(٧)
صلات:بنابر قول برخى، بيرون آوردن خاك مسجد ـ جز خاك حاصل از نظافت و جارو كردن ـ حرام است. برخى، آن را مكروه دانستهاند.(٨)