فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٤٢ - خراسان
چيزى ديگر ـ اختصاص دارد، اختلاف است.(٧)البته بنابر قول مشهور كه هزينه انجام گرفته در زراعت زمين را استثنا كرده و زكات را در باقى مانده در صورت رسيدن به حدّ نصاب، واجب مىدانند، خراج نيز از مئونه( --> مئونه)محسوب مىشود. بنابر اين، اختلاف ياد شده بر اساس قول مقابل مشهور ثمره پيدا مىكند.(٨)
پرداخت خراج زمين در مزارعه(٩)( --> مزارعه)، مساقات(١٠)( --> مساقات)و اجاره(١١)( --> اجاره)بر عهده مالك است، مگر آنكه در قرار داد به گونهاى ديگر شرط شده باشد.
خَراجى؛ زمين --> زمين خراجى
خراسان
خراسان: ناحيهاى در شرق ايران.
واژه خراسان در فارسى قديم به معناى مشرق و خاور زمين به كار مىرفت. اين عنوان در اوائل قرون وسطى بر تمامى ايالات اسلامى، واقع در سمت خاور كوير لوت تا كوههاى هند، اطلاق مىشد و بدين ترتيب همه بلاد ماوراء النهر را در شمال شرقى ـ به استثناى سيستان و قُهَستان (ولايتى در جنوب خراسان، شامل قائن، گناباد، طبس و ترشيز) در جنوب ـ در برمىگرفت؛ ليكن در طول زمان قلمرو آن دستخوش تغييراتى شد.
ايالت خراسان در دوره اعراب (سدههاى نخست قرون وسطى) به چهار بخش، نيشابور؛ مرو، هرات و بلخ تقسيم مىشد.(١)عنوان ياد شده در باب صلات به كار رفته است.
براى اهالى خراسان همچون ساكنان عراق تياسر در قبله مستحب است(٢)( --> تياسر). چنان كه نشانههاى ذكر شده براى تعيين قبله اهل خراسان همان