فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٢٣ - خانه
تجارت، دين، صلح، اجاره، نكاح، اطعمه و اشربه و ديات سخن گفتهاند.
طهارت:دفن كردن ميّت در خانه مكروه است.(١)تخلّى جلو در خانهها كراهت دارد.(٢)
صلات:قراردادن جايى در خانه براى نماز،(٣)گفتن اذان در خانه(٤)و براى زن، نمازگزاردن در خانه، بلكه پستوى آن(٥)مستحب است. بنابر قول مشهور، نمازهاى نافله را در خانه گزاردن افضل از مسجد است.(٦)
بنابر قول مشهور، خواندن نماز در خانه مجوسى(٧)و نيز خانهاى كه در آن سگ ـ جز سگ شكارى و گله ـ نگهدارى مىشود(٨)مكروه است.
صاحب خانه با داشتن شرايط امامت، براى امامت جماعت در خانهاش از ديگران ـ جز معصوم عليه السّلام ـ سزاوارتر است.(٩)
زكات:صِرف داشتن خانه و مانند آن، مانع صدق عنوان فقير شرعى نيست؛ از اين رو، دادن زكات به دارنده خانه ـ در صورتى كه مخارج سالانه خود و عائلهاش را بر حسب شأنش نداشته باشد ـ جايز است.(١٠)
خمس:خانهاى كه انسان بدان نياز دارد، چنانچه از درآمد بين سال تهيّه شده و متناسب با شأن فرد باشد از مئونه به شمار مىرود( --> مئونه)و خمس ندارد.(١١)
حج:داشتن آنچه در زندگى ضرورى است، از قبيل خانه مناسب با شأن، تحقق بخش استطاعت( --> استطاعت)نيست. بنابر اين، اگر كسى خانهاش را بفروشد و با پول آن حج بگزارد، از حَجّة الاسلام كفايت نمىكند. برخى گفتهاند: داشتن ضروريات زندگى يا قيمت آن نيز، هرچند به صورت اجارهاى شرط تحقق استطاعت است. در نتيجه كسى كه نه خانه دارد و نه پول اجاره كردن آن را، مستطيع نيست. برخى، عدم وجوب حج را به صورت حرجى بودنِ نداشتن ضروريات زندگى محدود كردهاند.(١٢)
ميقات كسانى كه محلّ سكونتشان از ميقاتهاى معروف( --> ميقات)به مكّه نزديكتر است خانههاى آنان است.(١٣)