فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣١٥ - حفر
حظىّ
حَظىّ: ششمين اسب در مسابقه(١)
(--> اسب دوانى).
حفاظت --> حفظ
حفر
حفر: كندن و گود كردن زمين.
احكام آن در بابهاى طهارت، خمس، غصب، احياء موات، حدود و ديات آمده است.
طهارت:اگر براى تحصيل طهارت (وضو يا غسل) آب در دسترس نباشد، كندن چاه در صورت مشقت نداشتن واجب است.(١)كندن قبر به اندازه قامت انسان متوسط يا تا ترقوه وى( --> ترقوه)مستحب است.(٢)
خمس:تعلق خمس به مثل گنج و معدن پس از كسر هزينههاى انجام گرفته براى كندن و استخراج آن است.(٣)
غصب:كسى كه در ملك ديگرى غاصبانه چاهى كنده است، در صورت درخواست مالك واجب است آن را پر كند.(٤)
احياء موات:كندن چاه در زمين موات به قصد تملّك، قبل از رسيدن به آب، تحجير( --> تحجير)به شمار مىرود و موجب حقّ اختصاص براى حفر كننده است و اگر به آب برسد، حفر كننده مالك چاه و آب آن مىشود.(٥)
حدود:اگر كسى فردى را در گودالى كه ديگرى كنده بيندازد و او آسيب ببيند يا كشته شود، آن كه او را انداخته ضامن است نه حفر كننده گودال.(٦)
ديات:اگر كسى در ملك خود يا مكان مباح، چاهى يا گودالى بكند و كسى در آن بيفتد، ضامن نيست؛ ليكن اگر در ملك ديگرى بدون اجازه مالك يا در محلّ عبور و مرور مردم چنين كارى كند، ضامن خواهد بود.(٧)
( --> چاه)