فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٧٠٩ - ذِكْر
كه مرا ياد كند»٦ و در روايت ديگرى از آن حضرت آمده است «مؤمن مادامى كه مشغول به ذكر مىباشد در نماز است٧...».
ذكر خداوند در همه حالات٨ (ايستاده، نشسته، خوابيده و...) و بسيار ياد كردن در شبانه روز،(٩)در نهان و آشكار و در هر مجلس، بويژه پس از غفلت قلب، وسوسه شيطان و حديث نفس،(١٠)در مشعر الحرام(١١)( --> مشعر)، در طواف،(١٢)روز عرفه(١٣)( --> عرفه)، در ماه رمضان،(١٤)هنگام سفر،(١٥)هنگام ترس از صاعقه،(١٦)در بازار،(١٧)مسجد، خانه،(١٨)بيابان(١٩)و در ميان غافلان،(٢٠)مستحب، و ترك ذكر، مكروه و موجب قساوت قلب است.(٢١)
فراموش كردن خدا و اعراض از ذكر حق تعالى (بى اعتنايى به شريعت او و ترك واجبات و ارتكاب محرمات) از گناهانى است كه بر آن وعده عذاب دادهشده است.(٢٢)
انواع ذكر:ذكرهاى وارد شده در شرع بسيار است، از جمله: تكبير( --> تكبير)، تهليل( --> تهليل)، تسبيح( --> تسبيح)، تحميد( --> تحميد)، تعويذ( --> تعويذ)، بَسملَه( --> بسمله)، استغفار( --> استغفار)و حولقه( --> حولقه). گفتن اين اذكار به گونههاى مختلف و عدد خاص، در حالات و اوقاتِ توصيه شده در روايات، مستحب است.
ذكر خداوند به تسبيح او پيش از بر آمدن خورشيد و غروب آن، مستحب مؤكّد است كه قرآن بدان توصيه كرده است.(٢٣)كيفيت آن بنابر آنچه در روايات آمده چنين است:«لا الـهَ الاّ اللّهُ وَحْدَهُ لاشَريكَ لَهُ، لَهُ المُلْكُ وَ لَهُ الحَمْدُ، يُحْيى و يُميتُ، و يُميتُ وَ يُحْيى وَ هُوَ حَىٌّ لايَموتُ، بِيَدِهِ الخَيرِ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَىءٍ قَديرٌ»ده بار. و«أعوذُ بِاللّهِ السَّميعِ العَليمِ مِن هَمَزاتِ الشَّياطين، و أعُوذُ بِكَ رَبِّ أنْ يَحْضُرونِ، إنَّ اللّهَ هُوَ السَّميعُ العَليمُ»ده بار. كسى كه آنها را فراموش كرده، مستحب است هر زمان كه يادش آمد قضا كند.(٢٤)
احكام:گفتن ذكر در ركوع و سجود واجب است؛ ليكن در اينكه هر ذكرى كفايت مىكند يا خصوص تسبيح واجب است، اختلاف است.(٢٥)همچنين بنابر مشهور، ذكر در سجده سهو( --> سجده سهو)واجب است؛ ليكن آيا مطلق ذكر