فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٩٥ - ديوانگى
ديوانه ادوارى اختلاف است؛ ليكن اگر زمان خردمندىاش يك سال به طول انجامد، جزيه بر او واجب است، هرچند پس از آن ديوانه گردد.(١٧)
از مستثنيات حرمت غيبت( --> غيبت)غيبت از ديوانه است؛ بنابر اين، ذكر عيوب وى جايز است.(١٨)
ديوانگى از عيوب مجوّز فسخ عقد نكاح است. ديوانگى شوهر موجب ثبوت حقّ فسخ عقد براى همسر او است؛ خواه قبل از عقد ديوانه بوده و زن نمىدانسته و يا ديوانگى پس از عقد عارض شده باشد؛(١٩)ليكن ديوانگى زوجه تنها در صورتى موجب ثبوت حقّ فسخ براى زوج است كه قبل از عقد بوده و زوج به آن جاهل باشد. در عروض ديوانگى براى زن پس از عقد، بنابر مشهور، شوهر حقّ فسخ ندارد. در اين صورت تنها مىتواند او را طلاق دهد.(٢٠)برخى قدما در خصوص ديوانگى عارض بر زوج پس از عقد گفتهاند: شرط ثبوت خيار فسخ، آن است كه زوج اوقات نماز را تشخيص ندهد. در غير اين صورت زوجه حقّ خيار فسخ ندارد.(٢١)
از شرايط ذابح( --> ذبح)و نحر كننده حيوان( --> نحر)عاقل بودن است؛ از اين رو، ذبح يا نحر حيوان توسط ديوانه صحيح نيست.(٢٢)
در تسرّى احكام لقيط( --> لقيط)بر ديوانه گم شده اختلاف است.(٢٣)
هرگاه بيّنه( --> بيّنه)بر ثبوت دينى بر ذمّه ديوانه شهادت دهد، در اينكه پذيرش آن منوط به قسم خوردن شهود است يا نه، اختلاف است.(٢٤)
بر زن ديوانه و نيز بنابر مشهور، مرد ديوانهاى كه مرتكب يكى از محرّماتموجب حد، مثل زنا شدهاند، حد جارى نمىشود؛(٢٥)ليكن حد از ديوانهاى كه در زمان خردمندى مرتكب عمل ياد شده گشته و سپس ديوانه شده، ساقط نمىگردد.(٢٦)
از شرايط ثبوت قصاص، عاقل بودن جانى است. از اين رو، قاتل ديوانه قصاص نمىشود؛ بلكه عاقله او( --> عاقله)ديه مقتول را مىپردازد. البته اگر قاتل در زمان ارتكاب قتل عاقل بوده و سپس ديوانه شده است، قصاص مىشود.(٢٧)
اگر عاقلى ديوانهاى را بكشد، قصاص نمىشود؛ ليكن در صورت عمد يا شبه