فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٣٧ - دفاع
بلكه در صورت انحصار حفظ جان به دفاع، واجب است.(٣)همچنين دفاع از جان مؤمن در برابر تهاجم، با داشتن توان و ايمن بودن بر جان خود واجب است.(٤)برخى در وجوب آن اشكال كردهاند.(٥)
٣. دفاع از مال:دفاع از مال در برابر مهاجم، جايز،(٦)بلكه ـ بنابر ديدگاه بعضى ـ در صورت غلبه ظنّ به سلامت، واجب است.(٧)البته در فرض علم به كشته شدن ـ بنابر تصريح برخى ـ حرام است.(٨)
٤. دفاع از ناموس:دفاع از عِرض (آبرو و ناموس) در صورت علم يا ظنّ به سلامت جان، واجب است. آيا در فرض بيم بر جان نيز دفاع واجب است يا نه؟ محلّ بحث است؛ چنان كه جواز يا حرمت دفاع از ناموس با علم به كشته شدن، اختلافى است(٩)( --> آبرو).
ديگر احكام:بر مُحرمى كه دشمن او را از برگزارى حج منع كرده، دفع وى واجب نيست، مگر آنكه بازدارنده آغازگر جنگ، و محرم ناگزير از دفاع باشد. برخى درفرض عدم اضطرار نيز درصورت علم يا ظنّ به پيروزى و عدم خطر، دفاع را واجب دانستهاند.(١٠)
كسى كه از جان يا مال و يا عِرض خود دفاع مىكند، ضامن صدمات جانى و بدنى و خسارات مالى وارد بر مهاجم نيست، مگر آنكه حدود و شرايط دفاع را رعايت نكرده باشد.
دفاع كننده بايد در مقام دفاع، راهها و روشهاى آسان به دشوار را برگزيند؛ بنابر اين، جايى كه خطر مهاجم با داد و فرياد دفع مىشود، بايد به همان اندازه بسنده كند و يا چنانچه دشمن با مجروح كردن دفع مىشود نبايد او را بكشد، يا مهاجمى كه با ضربه نخست فرار كرده نبايد ضربه دوم را بر او وارد كند وگرنه نسبت به صدمات ناشى از آن ضامن است.(١١)
دفاع در برابر حيوان مهاجم جايز است و چنانچه بر اثر آن، حيوان معيوب گردد، در صورت انحصار دفع آن به دفاع، چيزى بر عهده مدافع نخواهد بود.(١٢)
اگر عاقلى در مقام دفاع از خود ديوانه مهاجمى را بكشد، در صورت انحصار دفع شرّ وى به قتل، ضمانى بر عهده مدافع