فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦١٧ - دشمنى
دشتبان: نگهبان خرمنگاهها(١)
( --> اشتْقان).
دشمنىدشمنى: خصومت و عداوت.
دشمنى عبارت است از مخالفت، بد خواهى و كينهتوزى در حقّ كسى يا نسبت به چيزى كه در گفتار يا رفتار خصومت آميز و كينه توزانه و آزار دهنده دشمن بروز مىكند. از اين عنوان در بابهاى طهارت، صلات، حج، جهاد، تجارت، قضاء و شهادات سخن گفتهاند.
از موارد جواز نبش قبر و انتقال ميّت به مكانى ديگر، بيم از نبش قبر توسط دشمن است.(١)
دشمن اهل بيت عليهم السّلام( --> ائمّه)ناصبى( --> ناصبى)به شمار مىرود، از اين رو كافر و نجس است.(٢)
هنگام رفتن براى نماز عيدين (عيد فطر و قربان) همراه داشتن سلاح جز در صورت بيم از حمله دشمن، مكروه است.(٣)
هنگام جنگيدن با دشمنان دين، نماز خوف( --> نماز خوف)با شرايطى مشروعيّت مىيابد.(٤)
به مُحرمى كه دشمن او را از اتمام مناسك بازداشته، مصدود گويند كه با قربانى كردن در همان مكان از احرام خارج مىشود(٥)( --> صدّ).
جهاد دفاعى در برابر دشمن متجاوزى كه كمر به نابودى اساس اسلام يا مسلمانان بسته، واجب است(٦)( --> جهاد)؛ چنان كه دفاع در برابر دشمنى كه قصد جان يا ناموس آدمى را كرده واجب است(٧)( --> دفاع).
فرار از جنگ در جهاد ابتدايى با دشمنان دين، در صورتى كه نيروى دشمن دو برابر مسلمانان يا كمتر از آن باشد جايز نيست.(٨)
هجو كردن دشمنان خدا و دين جايز است.(٩)چنان كه تبرّى جستن از آنها واجب مىباشد( --> تبرّى).
فروختن سلاح به دشمنان دين، كه در حال جنگ با مسلمانانند و نيز در دوران صلح به قصد تقويت آنان عليه مسلمانان و به قول برخى، مطلقا حرام است.(١٠)