فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٢٠٩ - حَُِبْو َه
ورثه، حق خوددارى ندارند. ولى بنابر استحباب مىتوانند از پرداخت آن، خوددارى ورزند.(٢)
قلمرو:قلمرو حبوه بنابر مشهور، چهار چيز است: قرآن، انگشتر، شمشير و لباس ميّت. البته لباسى كه پوشيده يا براى پوشيدن آماده كرده است، نه لباسى كه براى تجارت يا پوشاندن به ديگرى و مانند آن، فراهم كرده باشد.(٣)
مستحق:حبوه از آنِ پسر است نه دختر و در صورت تعدد، از آنِ پسر بزرگتر است. حبوه بنابر قول مشهور، رايگان به مَحْبُوّ داده مىشود و وى در بقيّه تركه( --> تركه)به اندازه سهم خود با ديگر ورثه، شريك است.(٤)
در محبُوّ، اسلام شرط است؛(٥)ليكن اشتراط بلوغ( --> بلوغ)، اختلافى است.(٦)در شرط بودن ايمان( --> ايمان)و عدم سفاهت( --> سفاهت)نيز اختلاف است. اشتراط آن به مشهور نسبت داده شده است.(٧)
شرايط استحقاق:پسر بزرگتر با شرايطى مستحق حبوه خواهد بود.
١. منحصر نبودن تركه به حبوه. اگر تركه ميّت منحصر به حبوه باشد، بنابر قول مشهور، چيزى از آن به پسر بزرگتر، اختصاص نمىيابد.(٨)
٢. خالى بودن ذمّه ميّت از بدهىاى كه تمام يا بعض تركه را دربرگيرد. در اشتراط آن به معناى بطلان حبوه و منتقل نشدن آن به پسر بزرگتر ـ در فرض اوّل ـ يا بطلان آن مقدارى كه در برابر دين قرار مىگيرد ـ در فرض دوم ـ اختلاف است. بنابر قول به عدم اشتراط، حبوه به محبُوّ منتقل مىشود، ليكن وى حقّ تصرف ندارد، مگر پس از جلب رضايت طلبكاران يا اداى آن مقدار از دينى كه در برابر حبوه قرار دارد.(٩)
٣. انجام دادن نماز و روزه فوت شده از ميّت توسط پسر بزرگتر. در اشتراط آن، اختلاف است. نظر بيشتر فقها عدم اشتراط آن در ثبوت حبوه است.(١٠)