فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ١٩٢ - حائل
حائض --> حيض
حائض متّهمحائض متّهم:حائض ناپرهيز از نجاسات.(١)
عنوان ياد شده در باب طهارت به كار رفته است.
استفاده از سؤر( --> سؤر)حائض متهم، در وضو گرفتن، نوشيدن و مانند آن مكروه است. برخى، حكم ياد شده را به متهم و غير متهم تعميم دادهاند.(٢)بعضى نيز گفتهاند: مقتضاى نصوص، اختصاص كراهت به وضو است؛ بنابر اين، استفاده از سؤر حائض در غير وضو كراهت ندارد.(٣)
( --> حيض)
حائكحائك: بافنده( --> بافندگى).
حائلحائل: مانع بين دو چيز/ زن غير آبستن، مقابل حامل( --> آبستنى).
از احكام آن به معناى نخست در باب طهارت و صلات سخن رفته است.
طهارت:در اعضاى وضو، غسل و تيمّم در حال اختيار نبايد حائلى باشد؛ ليكن در حال اضطرار، مانند تقيّه( --> تقيّه)، ترس از دشمن، سرما و زخم بودن عضو، وجود حائلى از قبيل جوراب، كفش و پارچه روى زخم( --> جبيره)مانعى ندارد.(١)
موهاى روى پا چنانچه مانع مسح پوست باشد، حائل محسوب مىگردد و مسح بر آن صحيح نيست. برخى موى روى پا را حائل ندانستهاند.(٢)
صلات:نماز زنى كه جلوتر از مرد يا برابر او ايستاده با وجود حائل يا فاصله بين آن دو به مقدار ده ذراع، صحيح است. در صورت عدم حائل و فاصله لازم در حرمت يا كراهت اين عمل، اختلاف است.(٣)