فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٠٩ - دست
مكّه رود، بايد از خشكى برود و با سفر دريايى نذر محقق نمىشود.(٨)
اموال بدست آمده از كشتى غرق شده در دريا اگر به وسيله امواج آب به ساحل افتاده باشد، از آنِ صاحبش است؛ امّا اگر با غواصى به دست آمده، بنابر قول برخى، از آنِ غوّاص است. برخى گفتهاند: اگر صاحب اموال ـ به جهت يأس از دستيابى به مال خود ـ از آنها اعراض كرده باشد، از آنِ غوّاص خواهد بود.(٩)
كسى كه در سفر دريايى مرده است، اگر رساندن او به خشكى ممكن نباشد يا دشوار باشد، پس از تجهيز (غسل دادن، كفن كردن و نماز خواندن بر او) و بستن جسمى سنگين به پايش يا قراردادن وى درون چيزى ـ مثل خُم ـ كه به زير آب مىرود، او را به دريا مىافكنند.(١٠)
غوّاصى:جواهرى مانند درّ و لؤلؤ كه با غوّاصى در دريا به دست مىآيد، اگر ارزش آن در حّد يك دينار يا بيشتر باشد، واجب است خمس آن پرداخت گردد.(١١)
ساحل دريا:ساحل دريا از انفال( --> انفال)به شمار مىرود.(١٢)
دزدى --> سرقت
دساستيندَسّاسَتَيْن: دو ركعت نافله نماز صبح.(١)
دسّ در لغت به معناى پنهان كردن چيزى درون چيزى ديگر است.(٢)علّت نامگذارى نافله صبح به دسّاستين، قرار گرفتن آن در ادامه نماز شب و پنهان شدن آن در نافله شب است(٣)( --> نافله صبح).
دستدست: از اعضاى بدن.
دست قسمتى از بدن است كه بر سرِ بازو تا انگشتان و نيز بر مچ تا سر