فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٨٧ - حيا
او مىطلبد.(١)از آن به مناسبت در باب صلات سخن گفتهاند.
حولقه از ذكرهاى بسيار با فضيلت است كه در اوقات و حالات مختلف و مناسب بر آن سفارش شده است.(٢)از جمله، هنگام پوشيدن لباس نو، بسيار گفتن
لاحَوْلَ وَ لاقُوَّةَ إلاّ باللّهِ (العَلىّ العَظيم)
مستحب است.(٣)حكايت فصول اذان همراه مؤذّن يا پس از گفتن او مستحب است؛ ليكن ـ بنابر ديدگاه برخى ـ مىتواند حيعلات(حَىَّ عَلى الصَّلاةتاحَىَّ على خَيرِ العَمَل)را به حولقه تبديل كند. البته اين در غير نماز است. استحباب حكايت در نماز اختلافى است؛ ليكن نمازگزار اگر بخواهد اذان را حكايت كند، نمىتواند حيعلات را حكايت نمايد؛ چون كلام آدمى محسوب شده و موجب بطلان نماز مىگردد؛ بلكه بايد آنها را تبديل به حولقه نمايد.(٤)( --> حيعلات)
حيا
حيا: شرم.
حيا عبارت است از حالت و خويى نفسانى در انسان كه مانع ارتكاب اعمال زشت مىشود. مقابل آن، بىشرمى قرار دارد.
حيا از اخلاق پسنديده، بلكه در روايات، رأس مكارم اخلاق كه خداوند پيامبران خود را بدان آراسته، بر شمرده شده است،(١)و در روايتى از معصوم عليه السّلام آمده است: «حيا و ايمان با هم اند، چنانچه يكى رخت بربندد، ديگرى نيز به تبع آن مىرود» و در روايتى ديگر از امام صادق عليه السّلام آمده است: «كسى كه حيا ندارد ايمان ندارد».(٢)از حيا در بابهاى طهارت، زكات، حج و جهاد سخن گفتهاند.
تحصيل فضائل اخلاقى از جمله حيا، مستحب است.(٣)
ارتكاب اعمالى كه موجب از بين رفتن حيا در ميان برادران دينى نسبت به يكديگر مىشود، مكروه است.(٤)
حيا نمىتواند عذر شرعى براى ترك واجب يا فعل حرام باشد؛٥ چنان كه