فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٣٤ - دعوا
٨ . عرف. عرف عبارت است از آنچه عادت مردم در معاملات بر آن جريان دارد؛ به گونهاى كه گوينده مىتواند با اعتماد بر فهم عرف، معنايى را از لفظى قصد كند، بدون آنكه نياز به قيود آن باشد.
عرف از راههاى اثبات دعوا به شمار نمىرود؛ ليكن گاهى ابزارى براى شناخت و تشخيص موضوع دعوا خواهد بود و تأثير آن در قضاوت تنها در اين حدّ است؛(٢٥)مانند اينكه باغى فروخته شود و پس از آن، فروشنده و خريدار در داخل بودن تأسيسات ساختمانى آن در معامله باغ اختلاف كنند؛ بدين گونه كه خريدار مدّعى دخول و فروشنده مدّعى خروج آن از معامله باشد. در اين صورت، به عرف محل رجوع مىشود.(٢٦)
٩. استفاضه. بدون شك، استفاضه علمآور حجت و معتبر است( --> استفاضه). اما استفاضهاى كه علم آور نباشد، راهى براى اثبات برخى چيزها قرار داده شده است. برخى، استفاضه را تنها در مسئله نَسَب( --> نسب)و مرگ و ملك مطلق (بدون ذكر سبب ملكيّت از قبيل خريدن و ارث) قابل استناد دانستهاند. برخى، نكاح و وقف، و برخى ديگر، عتق و ولاء را نيز بر آنها افزودهاند.(٢٧)
(--> قضاوت)