فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٣٢ - دعوا
وگرنه تو را خود دارى كننده از قسم ياد كردن قرار مىدهم و قسم را به مدّعى بر مىگردانم، و در اين صورت با مقاومت وى و استمرار سكوت، تهديد خود را عملى و پس از سوگند ياد كردن مدّعى به نفع او حكم مىكند، و يا اينكه پس از سخت گيرى بر مدّعى عليه و اصرار وى بر سكوت، قاضى او را تهديد مىنمايد.(١٧)
نفى علم:اگر پاسخ مدّعى عليه نفى علم باشد و اينكه نمىدانم اين ادعا حق است يا باطل، قاضى از مدّعى مىپرسد: مدّعى عليه را در ادعاى خود مبنى بر جهل به واقعه تصديق مىكند يا تكذيب؟ در صورت تصديق، دعواى او تنها با وجود بيّنه پذيرفته مىشود. همچنين است اگر مدّعى بگويد: نمىدانم آيا مدّعى عليه واقعا نمىداند يا خود را به نادانى زده است. ليكن اگر مدّعى بگويد وى خود را به نادانى زده است و گرنه واقعيّت را مىداند، مىتواند مدّعى عليه را بر نفى علم سوگند دهد. در اين صورت اگر مدّعى عليه از قسم خوردن و نيز برگرداندن قسم به مدّعى خود دارى كند، حكم عليه او صادر مىشود و اگر قسم بخورد، حكم عليه او صادر نمىشود، ليكن با قسم او دعوا ساقط نمىگردد؛ بلكه به طور موقت پرونده بسته مىشود تا زمانى كه مدّعى بتواند بر ادعاى خود بيّنه اقامه كند، كه در اين صورت وى مىتواند دوباره اقامه دعوا نمايد.(١٨)
انكار:اگر پاسخ مدّعى عليه در برابر مدّعى، انكار دعوا باشد، مدّعى بايد بر ادّعاى خود بيّنه اقامه كند و بر اساس بيّنه به نفع او حكم مىشود، و در صورت نداشتن بيّنه، مدّعى عليه با درخواست مدّعى بر عدم صحّت ادعاى وى، قسم مىخورد و در نتيجه، دعوا ساقط مىگردد و مدّعى نمىتواند دوباره حق خود را مطالبه كند و يا حتى از مدّعى عليه تقاصّ( --> تقاصّ)نمايد. البته در صورت دروغ بودن قسم مدّعى عليه، ذمّه وى برى نخواهد شد. و چنانچه مدّعى عليه از قسم خوردن نكول كند، با درخواست قاضى، مدّعى قسم مىخورد و دعوايش تثبيت مىگردد. اگر او هم از قسم خوردن نكول كند، دعوايش ساقط مىشود.(١٩)