فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٧ - جراحت
پايينتر از موضحه نيز بر عهده عاقله است يا نه، اختلاف است. مشهور قول دوم است.(١٦)
ديه انواع شجاج عبارت است از: حارصه، يك شتر بنا بر قول مشهور؛ داميه، دوشتر؛ متلاحمه، سه شتر؛ سِمحاق، چهار شتر؛ موضحه، پنج شتر؛ هاشمه، ده شتر؛ منقّله، پانزده شتر و مأمومه، يك سوم ديه كامل.(١٧)ذكر شتر براى بيان نسبت خاصى از ديه نفس است و گرنه خصوصيتى ندارد؛ بنابر اين، مراد از يك شتر يك صدم ديه كامل است.
در ديه دامغه ـ در فرض زنده ماندن مجروح ـ اختلاف است كه آيا همانند ديه مأمومه (يك سوم ديه نفس) است(١٨)يا جانى علاوه بر آن مابه التفاوت خسارت وارد شده (ارش) را بايد بپردازد؟(١٩)
در جرح (جراحتهاى غير سر و صورت) اگر جراحت، مشابه زخمهاى سر و صورت باشد و عضو مجروح ديه معيّنى نداشته باشد، بنابر مشهور ارش ثابت است؛ امّا اگر ديه داشته باشد، نسبت آن با ديه عضو محاسبه و ديه جراحت به ميزان همان نسبت از جراحت مشابه شجاج مقرّر مىگردد؛ به عنوان مثال، ديه جراحت حارصه در دست ـ با توجّه به اينكه ديه از كار افتادن يك دست نصف ديه كامل (پانصد دينار) است ـ نصف ديه حارصه سر و صورت (نصف شتر يا پنج دينار) تعيين مىگردد.(٢٠)
ديه جائفه، يك سوم ديه كامل است.(٢١)اگر آلت نوك تيزِ فرورفته در بدن از طرف ديگر خارج شود آيا اين جراحت، دو جائفه به شمار مىرود و در نتيجه دو ديه دارد يا يك جائفه و يك ديه؟ اختلاف است.(٢٢)
در جراحتها همچون ديگر جنايتهاى پايينتر از قتل، ديه مرد و زن يكسان است، مگر آنكه معادل يك سوم ديه كامل مرد يا بيشتر از آن باشد كه در اين صورت ديه زن نصف ديه مرد خواهد بود.(٢٣)برخى قدما گفتهاند: نصف بودن ديه زن نسبت به مرد تنها در فرض افزون بودن ديه او بر يك سوم است (نه در فرض معادل يك سوم بودن آن)؛(٢٤)ليكن مشهور، قول اوّل است.